با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢١٤ - چرا ابنعباس همراه امام عليه السلام نرفت؟
نيز در سلسله اين سند زهرى قرار دارد كه در مقام نقل، از ضعف اشخاص چشمپوشى مىكرد. (ر. ك. تهذيب الكمال، ج ٣٠، ص ٤٧١؛ ميزان الاعتدال، ج ٢، ص ١٦٩؛ تهذيب التهذيب، ج ١١، ص ٢١٨).
مشهور است كه زهرى با همنشينى پادشاهان خود را تباه كرد و برخى به دليل اين كه نزد پادشاهان آمد و شد داشت از نقل احاديث وى خوددارى كردهاند: (ر. ك. سير اعلام النبلاء، ج ٥، ص ٣٣٩).
اما سند خبر دوم:
كشى گويد: گفت شيخى از اهل يمامه، به نقل از معلّى بن هلال، از شعبى كه گفت: ... (اختيار معرفة الرجال، ج ١، ص ٢٧٩، شماره ١١٠).
در اين باره بايد گفت:
١- واژه شيخ معانى متعددى دارد كه از آن جمله است: كسى كه با حديث ارتباط دارد، پيشواى دينى، رئيس قبيله؛ ولى اين عنوان مهمل و غير قابل اعتماد است، زيرا كه مبهم و ترديدآميز است.
٢- احمد بن حنبل درباره معلّى بن هلال گفته است: حديث وى قابل نقل نيست و جعلى و دروغ است؛ و ابن معين دربارهاش گفته است: او از كسانى است كه به دروغگويى و جعل حديث شهرت دارد. ابوداود دربارهاش گفته است: مورد اعتماد و اطمينان نيست. سفيان گفته است: اين از دروغگوترين مردمان است. صاحب المغنى گفته است: به اتفاق همگان او دروغگو است. (ر. ك. ميزان الاعتدال، ج ٤، ص ١٥٢؛ تهذيب التهذيب، ج ١٠، ص ٢٤١).
٣- [اما درباره] شعبى عامر بن شراحيل، شيخ مفيد گويد: ناصبى بودن و دروغگويى شعبى تا به آنجا رسيد كه به خدا سوگند ياد مىكرد كه على در حالى به گور داخل شد كه قرآن را حفظ نبود؛ و به جايى رسيد كه گفت: در جنگ جمل بجز چهارتن از صحابه شركت نداشتند. اگر پنج تن را آوردند من دروغگويم ... شعبى شرابخوار و قمارباز بود. نقل شده است كه ابىحنيفه پس از شنيدن اينكه او شرابخوار و قمارباز است، هر چه را از وى شنيده بود پاره كرد. (ر. ك. الفصول المختاره، ص ١٧١؛ قاموس الرجال، ج ٥، ص ٦١٢).
ابونعيم از عمرو بن ثابت نقل مىكند كه ابى اسحاق گفت: سخن سه كس درباره على بن ابىطالب پذيرفته نيست: مسروق، مرّة و شريح؛ و نقل شده است كه شعبى نفر چهارم بود. (ر. ك. شرح نهجالبلاغه، ابن ابىالحديد، ج ٤، ص ٩٨).
شهيد ثانى گويد: همه آنچه كشى در طعن وى- ابنعباس- نقل كرده است، پنج حديث است كه سند همه آنها ضعيف است ... (ر. ك. سفينة البحار، ج ٦، ص ١٢٨).
علامه حلى گويد: ... كشى روايتى نقل كرده است كه در بردارنده نكوهش ابن عباس مىباشد. در حالى كه شأن او برتر از آن است و ما در كتاب «الكبير» مان آنها را نقل كرده پاسخ دادهايم. (خلاصة الاقوال، ص ١٠٣).
تفرشى گويد: سند همه طعنهايى كه كشى درباره او وارد ساخته است، ضعيف است. (نقد الرجال، ج ٣، ص ١١٨).