با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢١٢ - چرا ابنعباس همراه امام عليه السلام نرفت؟
يقين داشت كه يارى دادن آنها و جهاد زير پرچمشان همانند نماز و روزه واجب است. [١]
سيره وى نسبت به امام اميرالمؤمنين، امام حسن و امام حسين عليهم السلام كاشف از اين ايمان و اين يقين و اين معرفت است. [٢] او به اين كه خداوند دوستى و فرمانبردارى اهل بيت را
[١] در گفت و گوى نخست آمد كه وى به امام عليه السلام گفت: و يارى تو همانند نماز و روزه كه يكى بدونديگرى پذيرفتنى نيست، واجب است.
[٢] علامه در خلاصه مىنويسد: «عبدالله بن عباس از ياران رسول خدا صلى الله عليه و آله و دوستداران و شاگردان امير المؤمنين عليه السلام بود. مقام بلند وى و نيز اخلاص او نسبت به اميرالمؤمنين عليه السلام روشنتر از آن است كه بتوان پنهان ساخت ...» (ص ١٠٣، بخش يكم؛ نيز ر. ك. مستدركات علم الرجال، ج ٥، ص ٤٣).
مردم به حال ابن عباس در همراهى و سرسپردگى وى نسبت به على عليه السلام آگاه بودند و مىدانستند كه شاگرد و دستيار اوست. به او گفتند: ميزان علم تو نسبت به علم پسر عمويت چه اندازه است؟ گفت: «مانند نسبت ميان قطرهاى باران در برابر اقيانوس ...». (شرح نهجالبلاغه، ابن ابىالحديد، ج ١، ص ١٩). شيخ حسن پسر شهيد ثانى گويد: وضعيت عبدالله بن عباس در محبت و اخلاص نسبت به مولاىمان اميرالمؤمنين و دوستى و يارى و دفاع از او و دشمنى به خاطر رضايت او و پشتيبانى از آن حضرت جاى شك و ترديد ندارد ... (التحرير الطاووسى، ص ٣١٢).
پس از وفات اميرالمؤمنين عليه السلام، هنگامى كه امام حسن خطبهاش را به پايان برد، عبدالله بن عباس در حضور حضرت ايستاد و گفت: «اى مردم، اين فرزند پيامبرتان و جانشين امامتان است، با او بيعت كنيد ...» (كشفالغمه، ج ٢، ص ١٠٩؛ نيز ر. ك. مقاتل الطالبيين، ص ٣٣).
او از سوى امام حسن عليه السلام و نيز از سوى اميرالمؤمنين عليه السلام ولايتدار بصره بود. دشمنان اهل بيت مىكوشند تا اين شخصيت بزرگوار هاشمى را متهم سازند كه در دوران اميرالمؤمنين عليه السلام از بيتالمال بصره اختلاس كرده است. بسيارى از پژوهشگران به اين دروغ پاسخ گفتهاند. ما نيز براى منزه ساختن چهره اين حَبْر امت، برخى از متونى را كه در دفاع از ايشان نوشتهاند در اينجا نقل مىكنيم:
عمرو بن عبيد در بصره بر سليمان بن على بن عبدالله عباس وارد شد و به او گفت: از اين سخن على درباره ابنعباس برايم بگو: درباره مورچه و شپش براى ما فتوا مىدهد و يكشبه بر اموال پيشى مىجويد. گفت: چگونه ممكن است على چنين سخنى گفته باشد؟ در حالى كه ابنعباس تا دم مرگ از او جدا نشد و در صلح امام حسن عليه السلام شركت جست!؟ با آن كه على عليه السلام به مال نياز داشت و هر پنجشنبه بيتالمال كوفه را خالى مىكرد و جاروب مىزد، چه مالى مىتوانست در بيتالمال بصره جمع شده باشد. مردم مىگفتند: او در بيتالمال خواب نيمروزى مىكرد، در اين صورت چگونه اجازه مىداد كه در بصره، اموال جمع شود!؟ و اين اعتقاد باطلى است (امالى المرتضى، ج ١، ص ١٧٧).