با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٤١ - ٣ - كوفيانى كه در مكه به آن حضرت پيوستند
على عليه السلام بود. صاحب حدائق الورديه گويد: شوذب مىنشست و شيعيان براى شنيدن حديث نزدش مىآمدند. او از پيشگامان (و بزرگان) شيعه بود. [١]
وى پس از آمدن مسلم به كوفه، همراه عابس از آن شهر به مكه آمد و دعوتنامه مسلم از سوى كوفيان را به امام حسين عليه السلام رساند و با آن حضرت ماند تا به كربلا آمد. [٢] چون جنگ درگرفت او لختى جنگيد و سپس عابس او را فرا خواند و از آنچه در دل وى مىگذشت جويا شد. او پساز بيان واقعيت امر به ميدان رفت و قهرمانانه جنگيد و سرانجام به شهادت رسيد. [٣]
قيس بن مسهّر الصيداوى: وى قيس بن مُسَهَّر بن خالد بن جندب بن ثعلبة بن دودان بن اسد بن خزيمه اسدى صيداوى؛ و صيدا تيرهاى از اسد است. قيس از مردان شرافتمند و شجاع بنىصيدا و از دوستان مخلص اهل بيت عليهم السلام بود. دومين بارى كه كوفيان به امام عليه السلام نامه نوشتند او با ارحبى و سلولى به عنوان پيك نزد حضرت رسيدند، كه داستان و زندگينامهاش را در فصل اول باز گفتيم. [٤]
عبدالرحمن بن عبدالله أَرحبى: وى عبدالرحمن بن عبدالله بن الكدن بن ارحب، و بنىارحب تيرهاى از همدان است. عبدالرحمناز تابعان بزرگ و مردى دلير و پيشگام بود.
سيرهنويسان نوشتهاند: كوفيان او را همراه قيس بن مسهر و ٥٣ نامه به مكه نزد حسين عليه السلام فرستادند. اينان دومين هيأتى بودند كه پس از عبدالله بن سبع و عبدالله بن وال به مكه آمدند؛ و هيأت سوم از سعيد بن عبدالله حنفى و هانى بن هانى تشكيل مىشد.
ابومخنف گويد: چون حسين مسلم را فراخواند و پيش از خود به كوفه فرستاد، قيس،
[١] ر. ك. ابصار العين، ص ١٢٦- ١٣٠؛ الحدائق الورديه، ص ١٢٢.
[٢] گفتههاى نمازى در مستدركات علم الرجال، (ج ٤، ص ٢٢١) كه مىگويد او- پس از شكست مسلم- بهكوفه رفت و به امام حسين عليه السلام پيوست تا آنكه در حضورش به شهادت رسيد، درست نيست. زيرا امام عليه السلام در آن هنگام تازه از مكه بيرون آمده و در راه بود.
[٣] ر. ك. ابصار العين، ص ١٢٩- ١٣٠.
[٤] ر. ك. بخشهاى پيشين همين كتاب.