با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٣٠ - اشاره
فرمود: چون از تو جدا شدم، رسول خدا صلى الله عليه و آله در خواب نزد من آمد و گفت: يا حسين، برون رو كه خداوند مىخواهد تو را كشته بيند!
ابن حنفيه گفت: انا للّه وانا اليه راجعون، پس چرا زنان و كودكان را به همراه مىبرى در حالى كه با چنين شرايطى بيرون مىروى!؟
فرمود: پيامبر به من فرمود: خداوند مىخواهد كه آنان را اسير بيند!
آنگاه بر محمد درود فرستاد و رفت.» [١]
اشاره
در پايان فصل نخست زير عنوان «چرا امام عليه السلام زنان و كودكان را به همراه برد؟» گوشههايى از حكمت گفتار امام عليه السلام به نقل از رسول خدا صلى الله عليه و آله، «خداوند مىخواهد كه تو را كشته ببيند!» و «خداوند مىخواهد كه آنان را اسير ببيند»، را بيان كرديم و دوست داريم كه در اينجا به موارد زير نيز اشاره كنيم:
١- از جمله ابعاد بيم امام عليه السلام از كشته شدن ناگهانى [ترور] به وسيله حكومت بنىاميه در مكه مكرمه- علاوه بر همه مواردى كه در اين كتاب بدانها اشاره شد- روايت منقول از رسول خداست كه در آن قرشى كشته در مكه را مورد نكوهش قرار مىدهد. يعنى همان كشتهاى كه حرمت خانه خدا به وسيله او شكسته و مباح مىگردد، و وزن گناهان اين مرد از گناه زمينيان بيشتر است و عذاب او به اندازه نصف عذاب دنيا است. [٢] روشن است كه چنانچه حكومت بنىاميه مىتوانست امام حسين عليه السلام را در مكه بكشد، اين روايت را بر آن حضرت تطبيق مىكرد و براى برانگيختن نفرت مردم نسبت به امام عليه السلام، از آن استفاده تبليغاتى مىكرد.
(٢) ٢- امام عليه السلام، در جمله: «چون از تو جدا شدم رسول خدا صلى الله عليه و آله نزد من آمد»، نوع اين آمدن را روشن نكرده است. آيا در خواب بوده است يا در بيدارى، گرچه نتيجه يكى است. زيرا ديدن امام در خواب همانند ديدنش در بيدارى است؛ و اين اختصاص به
[١] اللهوف، ص ١٢٧.
[٢] ر. ك. سير اعلام النبلاء، ج ٢، ص ٣٧٧؛ قاموس الرجال، ج ٦، ص ٣٥٤.