با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦١ - نامه امام عليه السلام به محمد حنفيه و بنىهاشم
نكوهش كسانى كه به امام نپيوستند برمىآيد. شايد هم معنايش اين باشد كه امام عليه السلام آنان را مخير گذاشته است؛ و بنابر اين هر كس تخلف ورزيده گناه نكرده است. [١]
بنابراين، علامه مجلسى پيروزى را به معناى برخوردارى از منافع پيروزىهاى دنيوى گرفته است، همانگونه كه احتمال مىدهد، امام عليه السلام بنىهاشم را در پيوستن به خود آزاد گذاشته است. و بنابر اين كسانى كه تخلف ورزيده و به ايشان نپيوستهاند گناهكار محسوب نمىشوند.
ولى قرشى آن را به چنان نوعى از پيروزى تفسير كرده است، كه تا برپايى رستخيز جز براى امام حسين عليه السلام حاصل نشده است. او مىگويد: «حضرت به خاندان نبوى خبر داد كه هر كس به وى بپيوندد به زودى با شهادت ظفرمند مىشود؛ و هر كس به او نپيوندد به پيروزى نخواهد رسيد؛ آيا پيروزى مورد نظر امام عليه السلام كدام است؟
پيروزى مورد نظر سيدالشهدا، آن پيروزى است كه هيچ كدام از رهبران جهان و قهرمانان تاريخ بدان دست نيافتهاند. چرا كه (در واقعه كربلا) اصول و ارزشهاى امام عليه السلام پيروز شد و با فداكارى خويش دنيا را فروزان ساخت و نام او رمز حق و عدالت گرديد.
شخصيت والاى آن حضرت متعلق به يك ملت نيست بلكه از آنِ همه انسانيت است.
كدام فتحى از اين بزرگتر و كدام ظفرى از اين برتر؟» [٢]
اين پيروزى به گونه ديگرى هم تفسير شده است؛ و مراد از آن تحولات و دگرگونىهاى سرنوشت سازى است كه بر اثر شهادت امام حسين عليه السلام در دوران خود او و در دورههاى پس از آن براى اسلام حاصل شد؛ تا آنگاه كه امام مهدى قيام كند؛ كسى كه قيام او فصل پايانى قيام جدش حسين است؛ و ظهور او در پهنه زمين، بهمفهوم پيروزى دين محمدى بر همه اديان مىباشد؛ و آخرين ثمره نهضت عاشورا به شمار مىآيد. [٣]
شايد مرحوم مقرم به برخى از مفاد اين معنى پى برده است، آن جا كه مىگويد: امام حسين عليه السلام در نهضت خويش معتقد بود كه فاتح و پيروزمند است، چرا كه شهادت او دين
[١] بحار الانوار، ج ٤٢، ص ٨١.
[٢] حياة الامام الحسين عليه السلام، ج ٣، ص ٤٥.
[٣] ر. ك. بخش نخست اين پژوهش، مقاله «در پيشگاه شهيد پيروز».