تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٦٩ - شرح آيات
گونه است كه با روح خود و حركات نوميدانه آن با سكرات مرگ دست و پنجه نرم مىكند.
وَ الْتَفَّتِ السَّاقُ بِالسَّاقِ- و ساق برگرد ساق مىپيچد.» از قتادة نقل شده است كه: مقصود دو ساق پاى او در هنگام جان كندن است، آيا نديدهاى كه چگونه يكى از آن دو را بر ديگرى مىزند؟ و حسن گفت
مقصود دو ساق است كه در كفن پيچيده مىشوند، و به قولى: چون بميرد، ساقهايش خشك مىشود و يكى به ديگرى مىچسبد، [٥٠] و شعبى و ابو مالك گفتهاند: از آن روى است كه قوت از آن خارج مىشود و به صورت پوستى درمىآيد و پارهاى از آن بر گرد پارهاى ديگر مىپيچد، و به قولى: اضطراب پيدا مىكند و پيوسته يكى از آن دو را دراز مىكند و ديگرى را جمع. و شايد در آيه اشاره به سختيها و دشواريهايى باشد كه انسان در هنگام مردن با آنها رو به رو مىشود، و من اشارهاى به اين معنى در تفسير القرطبى ديدهام كه گفته است: يعنى سختى به سختى متصل مىشود، سختى پايان دنيا به سختى آغاز آخرت، كه ابن عباس و حسن و جز ايشان چنين گفتهاند ... و ضحاك گفت: دو كار سخت بر او جمع مىآيد ... و اعراب ساق را جز در محنتها و سختيهاى بزرگ به كار نمىبرند و از اين گونه است گفته ايشان
قامت الدنيا على ساق، و قامت الحرب على ساق. [٥١] هنگامى كه آدمى اين دنيا و هر چه و هر كس را كه در آن است ترك مىكند و از آنان جدا مىشود، به عدم و نيستى باز نمىگردد، بلكه از دورى و فراق پروردگار خويش به لقاء و ملاقات بزرگ او انتقال پيدا مىكند.
إِلى رَبِّكَ يَوْمَئِذٍ الْمَساقُ- در آن روز راندن به سوى پروردگار تو است.»/ ١٥٨ گفتهاند: يعنى پايان يا نهايت رانده شدن هر نفس به توسط فرشتگان به
[٥٠] - التفسير الكبير، ج ٣٠، ص ٢٣٢.
[٥١] - الجامع لاحكام القرآن، ج ١٩، ص ١١٢.