تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٠٠ - شرح آيات
[٢٣] و به گمراه كردن مردمان پرداخت، و گمراهان را عليه فرستاده خدا تجهيز كرد.
فَحَشَرَ فَنادى- مردمان را جمع كرد و گمراهيهاى خود را بر ايشان فرا خواند.» [٢٤] بزرگترين اين گمراهها آن بود كه خود را پروردگار بلند پايگاه خواند، و به استكبار و خود بزرگبينى در زمين پرداخت، و قانون ساخته خود را در مقابل شريعت خداوند متعال بر مردمان تحميل كرد.
از ابو جعفر (امام باقر)- عليه السلام- روايت شده است كه گفت
«جبرييل- عليه السلام- گفت: درباره فرعون سخت با پروردگارم به گفت و شنيد برخاستم و گفتم: پروردگارا! او را به حال خود مىگذارى در حالى كه خود را پروردگار بلند پايگاه مردمان خوانده است؟! پس گفت: اين را بندهاى همچون تو مىگويد»، [٤] و در روايتى ديگر: پروردگار ما گفت «اين را كسى همچون تو مىگويد كه از فوت مىترسد». [٥] فَقالَ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى- پس گفت كه من پروردگار اعلاى شمايم.» از ابن عباس نقل است كه جبرييل به رسول اللَّه- صلّى اللَّه عليه و آله- گفت: «اى محمد! كاش مرا در آن حال مىديدى كه فرعون كلمه اخلاص را مىخواند: «ايمان آوردم به آن كه خدايى نيست جز آن خدا كه بنى اسراييل به او ايمان آوردهاند و من از مسلمانان و تسليمشدگانم» در حالى كه من از شدت خشم او را در آب فرو مىبردم تا مبادا توبه كند و خداى عزّ و جلّ توبه او را بپذيرد! و رسول اللَّه گفت: شدت خشم تو بر او به چه سبب بود؟ گفت: براى اين گفتهاش كه
أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى، و اين آخرين كلمه او بود در آن هنگام كه به دريا رسيد، و كلمه اول اين بود كه «براى شما جز خودم خدايى نمىشناسم»،/ ٢٩٥ پس ميان اولى و
[٤] - تفسير نور الثقلين، ج ٥، ص ٥٠٠.
[٥] - همان جا.