تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٨٦ - شرح آيات
گفته است: «بالا رفتن بر كوهى مسين در آتش است كه (كافر) را بر آن قرار مىدهند تا از آن بالا رود، و چون دست خويش را بر كوه نهد، ذوب مىشود و به دو زانو مىچسبد، و چون آنها را از جاى بردارد، به حال اول باز مىگردد، و تا آن جا كه خدا بخواهد اين امر تكرار مىشود». [٥٩] و در فتح القدير از رسول اللَّه (ص) نقل شده است كه گفت: «صعود كوهى در آتش است كه كافر هفتاد پاييز بر آن بالا مىرود و سپس از آن سقوط مىكند، و پيوسته بر اين حال است». [٦٠] از امام باقر- عليه السلام- روايت است كه گفت: «در جهنم كوهى است كه آن را صعود مىگويند، و در صعود درهاى است به نام سقر، و در سقر، و در سقر چاهى به نام هبهب، و هر گاه كه پوشش از روى اين چاه برداشته مىشود، اهل دوزخ از گرماى آن به ضجّه مىافتند، و اين منزلگاههاى جبّاران است». [٦١] به دردى كه به سر مىرسد، صعود مىگويند، زيرا كه به طرف آن بالا مىرود و اثر آن شديد است، و شايد كلمه معنى تزايد و افزايش نيز داشته باشد، چرا كه عذاب الاهى پيوسته در حال افزايش است.
/ ٨١ قرآن سبب عهده ديگرى را كه مايه رسيدن انسان به سختى و بدبختى در زندگى مىشود بيان مىكند كه: اولا از دست دادن بركت رسالتهاى خدا و آيات او است و، ثانيا پيروى انسان از برنامههاى گمراه كننده بشرى، و اعتماد او بر فكر ناچيز و اندازهگيريهاى آميخته به خطاى خويش است.
إِنَّهُ فَكَّرَ وَ قَدَّرَ- هر آينه او انديشيد و اندازهگيرى كرد.» انديشيدن زير و رو كردن وجوه مختلف رأى و نظر، و اندازهگيرى و تقدير در آوردن انديشه به صورت برنامهاى پس از تحقيق درباره آن است؛ چون شخص در امرى به تفكّر و تدبر بپردازد، مىگويند «فكّر»، و پس از تفكر در قلب خود كلامى را براى بيان انديشه خويش مرتب و آماده مىسازد، و مراد از «و قدّر» همين
[٥٩] - تفسير البصائر، ج ٥٠، ص ٤٣٠.
[٦٠] - فتح القدير، ج ٥، ص ٣٢٩.
[٦١] - تفسير البصائر، ج ٥٠، ص ٤٣٠ نقل از روضة الواعظين.