تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٥٠ - شرح آيات
فراهم نيامده باشد. [٢٠] و آنچه به نظر من مىرسد اين است كه بروق بصر به معنى حيرت و دهشتى است كه از حالت بىخود شدن و ترس فراهم آمده به سببى از سببها به انسان دست مىدهد. و آن در پارهاى از اوقات نتيجه ستمها و صدمات روحى يا مادّى است كه بر اثر آن/ ١٤١ در برابر دو چشم خود چيزهايى را شبيه ستارگان كوچك مشاهده مىكند، و شايد اين نمود گونهاى از بروق (برق زدن) چشم بوده باشد. و در المنجد چنين آمده است: برق برقا يعنى متحير و مدهوش شد و نتوانست چيزى را ببيند، و البرقة به معنى دهشت و خوف است. [٢١] و چنين حالت (بروق) براى چشم در روز قيامت حاصل مىشود ... و با وجود آن كه چنين حالتى در هنگام مرگ نيز پيش مىآيد، حمل كردن معنى بر قيامت نزديكتر به سياق قرآن است كه سخن گفتن از آن و منظرههاى پيوسته به آن و پس از آن به قيامت مربوط مىشود نه به مرگ.
وَ خَسَفَ الْقَمَرُ- و ماه گرفته شود.» زمخشرى گفت: روشنى ماه يا خود آن رفت، [٢٢] و فعل در اين جا به صورت معلوم آمده، در صورتى كه معمولا به صورت خسف و مبنى بر مجهول گفته مىشود، و شايد دليل آن اين باشد كه در حالتهاى طبيعى عوامل خارجى، همچون قرار گرفتن زمين ميان ماه و خورشيد سبب گرفته شدن و خسوف ماه مىشود، اما در آخرت خود ماه گرفتگى پيدا مىكند و سبب اين گرفتگى يك شيء خارجى نيست، پس خود ماه فاعل خسف است نه چيزى ديگر.
منظره هولناك ديگرى كه قرآن نظر ما را متوجه آن مىسازد، اختلال نظام جهانى در زندگى است، و يكى از نمودارهاى آن جمع شدن ماه و خورشيد با يكديگر است، و اين نتيجهاى حتمى و طبيعى در چنان روز است، بدان سبب كه جهان فعلى و نظام آن را خدا براى انسان به وجود آورده و مقرر داشته بوده است، و با
[٢٠] - المنجد، ماده برق.
[٢١] - المنجد، ماده برق.
[٢٢] - الكشاف، ج ٤، ص ٦٦٠.