تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٦٢ - شرح آيات
آورد و از راهنمايى آن بهرهمند شود، قلب او با اضافه شدن معرفت وى نورانيت پيدا مىكند، و اگر بدان كفر ورزد، قلب او سخت و با كفر مهر و موم مىشود.
شايد در اين بصيرتى است كه هر دعوت كننده رسالى به آن نيازمند است، و آن ضرورت چالش كردن/ ١٥١ با واكنشهاى خود او است، بلكه واجب است كه از برنامههاى حكيمانه آن پيروى كند و در هر گامى كه مىخواهد بردارد منتظر اذن و اجازه و زمان مناسب باشد.
امام صادق (ع) گفت: «اى مفضّل! قرآن در بيست و سه سال نازل شد، و خدا مىگويد شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ، و گفت إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنْذِرِينَ، و گفت لَوْ لا نُزِّلَ عَلَيْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً واحِدَةً، كَذلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤادَكَ، مفضل گفت: اى مولاى من! پس تنزيلى كه خدا ياد كرده چنين است، و چگونه وحى در بيست و سه سال آشكار شد؟ گفت: آرى اى مفضّل! قرآن را در ماه رمضان به او عطا كرد، و آن را تبليغ نمىكرد مگر در آن وقتى كه شايسته خطاب بود، و به اداى آن نمىپرداخت مگر در هنگام امر و نهى». [٤٢] ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنا بَيانَهُ- سپس بيان كردن آن بر عهده ما است.» يعنى توضيح دادن معانى و بيان حقايق و تأويلهاى آن، تا براى انسان حجتى بر خدا باقى نماند، و خدا در دنيا و آخرت بر انسان حجت بالغه داشته باشد.
اما اين كه خدا چگونه قرآن كريم را براى همه مردم بيان مىكند، شايد از سببهاى آن اينها باشد: اين كه خدا دعوت كنندگانى به قرآن و راهنمايانى به آن را برمىانگيزد، و صاحبان بصيرت نافذ را براى تفسير و بيان آن فراهم مىآورد، و سپس خدا را بر انسان دو حجت است، يكى باطنى كه عقل و خرد او است، و ديگرى ظاهرى كه رسالت الاهى و رسولان او است، و اين دو در و جدان هر انسان درست با يكديگر تلاقى پيدا مىكند، پس آنچه قرآن از ارزشهاى راستى و دادگرى و نيكوكارى به آن فرمان مىدهد، عقل نيز به آن فرمان مىدهد، و اين يكى از
[٤٢] - تفسير البصائر، ج ٥٠، ص ٥٦٩.