تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٤٨ - شرح آيات
مىگيرد، ولى محاسبه دشوار آن است كه حسنات، مورد قبول قرار نمىگيرد و از سيئاتشان چشم پوشيده نمىشود.
در خبر به جا مانده از پيامبر (ص) آمده است كه: «سه گروه هستند كه خداوند آنها را بآسانى محاسبه خواهد كرد و به رحمت خود به بهشتش درخواهد آورد»، عرض شد يا رسول اللَّه! اينان كدامند؟ حضرت (ص) فرمود: «اگر كسى ببخشد به كسى كه او را محروم ساخته است و با كسى كه با او قطع پيوند كرده ارتباط برقرار سازد و از كسى كه به او ستم كرده درگذرد». [٢] شايد دليل آن سلامت مسير عمومى آنها باشد كه انحرافات جنبى آنها را استدراك مىكند.
[٩] مؤمنان زير سايه عرش الهى گرد آورده مىشوند و به كار دادگاه مىنگرند تا دوستانشان نيز از محاسبه فارغ شوند و به جمع شاد آنها بپيوندند و هر گاه مؤمنى كتاب خود را گرفت شادمان به سرعت به سوى دوستانش روان مىگردد.
وَ يَنْقَلِبُ إِلى أَهْلِهِ مَسْرُوراً- و شادمان نزد كسانش باز گردد.» از همان زمان كه مؤمن سر از قبر بر مىدارد به علت داشتن صفات پسنديده كه شايد بارزترين آنها خشنودى از پروردگارش باشد، اين سرور و شادمانى همواره با او همراه است. در حديث از امام صادق (ع) آمده است: «كسى كه به زندگى كم قانع و خشنود باشد خداوند به عمل اندك او قانع و خشنود است». [٣] در حديثى از امام صادق- عليه السلام- آمده است: «هر گاه خداوند مؤمن را از قبرش برانگيزد همراه او مثالى نيز خارج مىشود كه در جلو او حركت مىكند و هر وقت مؤمن يكى از صحنههاى هراس انگيز قيامت را ببيند مثال به او مىگويد: نترس و غم مخور. تو را به شادمانى و كرامت خداوند عز و جل بشارت مىدهم. تا آن كه مؤمن در برابر خداى بزرگ مىايستد و اندكى به حسابش
[٢] - بحار الانوار، ج ٦٩، ص ٤٠٦.
[٣] - مجمع البيان، ج ١٠، ص ٤٦١.
تفسير هدايت، ج١٧، ص: ٤٤٩رسيدگى مىكند و سپس دستور مىدهد كه او را به بهشت ببرند/ ٤٤٦ در حالى كه آن مثال در جلو وى حركت مىكند. مؤمن به او مىگويد: خدا تو را رحمت كند؛ چه نيكو كسى بودى كه همراه من از گور خارج شدى و پيوسته مرا به شادمانى و بخشش پروردگارم بشارت مىدادى تا آن را مشاهده كردم. تو كيستى؟ مثال مىگويد: من همان شادى و سرورى هستم كه در دنيا در قلب برادر مؤمنت داخل كردى. خداوند عز و جل مرا از آن شادى آفريد تا تو را بشارت دهم». [٤] [١٠] اما كافر و منافق و تبهكار كارنامهاش را از پشت سر مىگيرد و دو دست او را به پشتش بسته شده است و كارنامه او از پشت به دست چپش داده مىشود و ديگر او در ميان مردم به داشتن عاقبتى بد شناخته مىشود.
وَ أَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ وَراءَ ظَهْرِهِ- امّا هر كس كه نامهاش از پشت سر داده شود.» [١١] آيا بهتر نيست همه ما در صدد اصلاح خويش برآييم و ديگر خود را نفريبم تا به اين فضاحت بزرگ گرفتار نياييم.
فَسَوْفَ يَدْعُوا ثُبُوراً- زودا كه بگويد واى بر من كه هلاك شدم.» ثبور به معناى هلاك است و اين اعترافى است به جنايت و تسليم هلاكت شدن،/ ٤٤٧ و اگر آدمى اين عاقبت را در دنيا بداند و اعمال نيك در پيش گيرد ديگر به اين سرنوشت سياه گرفتار نخواهد شد.
[١٢] دعاى او براى خلاصى از هلاكت و اعتراف به نابودى سودش نرساند و به زودى به آتش در خواهد آمد و خوراك حرارت آن خواهد گشت.
وَ يَصْلى سَعِيراً- و به آتش افروخته درآيد.» آتشى فروزان و ويرانگر و پر لهيب.
[١٣] اين سرنوشت براى چيست؟ زيرا اين فرد در دنيا شاد بوده و به هر چه خواسته پرداخته و دعوتگران الهى را به مسخره گرفته است.
[٤] - تفسير نور الثقلين، ج ٥، ص ٥٣٨.