تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤١٧ - شرح آيات
خورشيد متلاشى نمىشود، حقيقت مسئوليت نيز چنين است و با انكار و تكذيب تو از ميان نمىرود، بلكه هر اندازه شخص نادان براى تكذيب و انكار صداى خود را بلندتر و خودپسندى خود را بيشتر سازد، از تحمّل آن و نزديك شدن به عذاب آن دورتر مىشود، و از آن روى چنين است كه تكذيب خود جريمه و گناهى است، به همان گونه كه علتى نيز براى گناهان ديگر است، و عاقبت تكذيب در هنگام قيام ساعت معلوم و آشكار مىشود.
وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ- واى در آن روز بر تكذيب كنندگان.» [١١] قرآن بدين گونه در برابر نفس درهاى بهانهجويى را مىبندد تا مگر شخص از مسئوليت خود آگاه شود و آن را تحمل كند، و بزرگترين عذر و بهانه تكذيب و دروغ پنداشتن خبر رسيده حاكى از بدبختى است، و مخصوصا دروغ پنداشتن روز جزا كه اساس فكر را ويران مىكند.
الَّذِينَ يُكَذِّبُونَ بِيَوْمِ الدِّينِ- يعنى كسانى كه روز جزا را دروغ مىشمارند و انكار مىكنند.» ويل و لعنت و هلاك به مجرد تكذيب اين گونه كسان بهره ايشان مىشود، تا چه رسد به ديگر گناهانى كه مرتكب شدهاند!/ ٤١٤ [١٢] ولى به چه سبب روز جزا را تكذيب مىكنند؟ آيا به سبب نقص در شواهد آن است؟ هرگز ... بلكه به سبب قرارى است كه هم اكنون با خود گذاشتهاند، و جرمهايى كه پيش از اين مرتكب شده بودند، اما قرار ايشان عبارت از ادامه دادن به تجاوز بر حقوق ديگران و مرتكب شدن گناهان.
وَ ما يُكَذِّبُ بِهِ إِلَّا كُلُّ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ- و آن را تكذيب نكند مگر آن كه از حد خود تجاوز كند و ناپاك و گناهكار باشد.» آنان فاجرانى هستند كه نه حق ديگران را محترم مىشمارند و لذا به آن تجاوز مىكنند و اموال مردم را به باطل مىخورند، و نه مراعات حق خدا را بر خود مىكنند و به همين سبب مرتكب گناه مىشوند و به كارهاى زشت مىپردازند.
[١٣] تكذيب در زبان اين بدگويان مقارن با استهزا و تلاش كردن براى