تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٧٤ - شرح آيات
[٢٤] و از نشانههاى فرستادگان خدا يكى آن است كه با امتها آشكارا از علوم و شناختهاى خود سخن مىگويند بى آن كه از ايشان خواستار مزدى باشند، و همچون جادوگران و كاهنان نيستند كه از تعليم ديگران خوددارى مىكنند و در برابر تعليم آنان خواستار سرورى مىشوند، يا همچون ديگر دانشوران تقاضاى/ ٣٧١ مزد دارند.
وَ ما هُوَ عَلَى الْغَيْبِ بِضَنِينٍ- و او بر غيب بخيل نيست (و آن را به شما مىرساند).» گفتهاند ضننت بالشيء أضنّ، يعنى بخل ورزيد، و بعضى آن را با ظاء خوانده و معنى آن را متهم دانستهاند.
[٢٥] گفته شيطان، در هدفها و وسيلهها، با وحى رحمان اختلاف فراوان دارد؛ در صورتى كه شيطان ما را به كارهاى زشت و پليد و ستمگرى بر مىانگيزد، و از دوست داشتن ديگران و تعاون و نيكوكارى و پرهيزگارى باز مىدارد، و كينهها را افزايش مىدهد، و ما را به شهوتهاى زود گذر دعوت مىكند و ... و ... مشاهده مىكنيم كه وحى رحمان، گاه برانگيخته شده از درون ضمير است و گاه از دهان پيامبر بيرون مىآيد كه مردمان را به دادگرى و نيكوكارى و باز پس دادن امانت فرمان مىدهد، و از كارهاى پست و زشت و ستمگرى ما را باز مىدارد، و توبه كردن و ميانهروى در امور را مورد پسند ما قرار مىدهد، و ما را به تعاون و نيكوكارى و پرهيزگارى مىخواند، و بدين گونه قلب را به قبول راستگويى رسول در رسالتش راهنمايى مىكند و هر عاقلى مىتواند آن را از دعوتها و تبليغات گمراه كننده تشخيص دهد.
وَ ما هُوَ بِقَوْلِ شَيْطانٍ رَجِيمٍ- و آن گفته شيطانى رانده شده نيست.» [٢٦] در آن هنگام كه آدمى نداى رحمان را ترك مىكند، ناگزير بر اثر خودخواهى و آرزوهاى بى جاى خود گرفتار شيطان مىشود، پس آيا بايد به سوى او روانه شويم؟! فَأَيْنَ تَذْهَبُونَ- پس به كجا مىرويد؟» گاه انسان دعوت به نيكى را، بدون آن كه به جانشين يا حتى به عاقبت آن