تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٩٩ - شرح آيات
ايشان ترشح مىشود كه بوى مشك دارد. بهره هر مرد بهشتى از شهوت و اشتها برابر با صد مرد از اهل دنيا است، و چنين است خوردن و ديگر نيازمنديهاى ايشان، پس چون به اندازهاى كه خواهد از خوراكهاى بهشت بخورد، به او شراب طهور مىنوشانند كه شكم او را پاك و پاكيزه مىسازد، و آنچه خورده است به صورت ترشحاتى از پوست بدنش خارج مىشود كه از مشك اذفر خوشبوتر است، و در اين حال شكمش خالى مىشود، و شهوت خوردن به او باز مىگردد، و اين روايتى از ابو قلابه است. و به قولى مقصود آن است كه «شراب آنان را از هر چيز جز خدا پاك مىسازد، چه هيچ چيز پاك از پليدى جز خدا وجود ندارد». [٤٤] و ممكن است كه آن نوشابه نهر كوثر باشد كه خدا آن را، پيش از در آمدن ايشان به بهشت، به دست رسولش (ص) و وليش/ ١٨٩ امير المؤمنين (ع) به اهل بهشت ارزانى داشته است تا آنان را از هر عيب و پليدى پاك كند. و رازى گفت كه: آن پاك كننده است. [٤٥] به نظر من، خداى سبحانه و تعالى است كه اين شراب را به صورت غيبى به ابرار مىنوشاند، و ساقى آن پسران و غلامان بهشتى نيستند، و اين خود اكرامى از جانب خداى عزّ و جلّ در حق ابرار است. ولى آيا اين شراب طهور كه پروردگار به دست خود مىنوشاند چيست؟ آيا نوشيدنى روانى همچون آب و خمر و عسل و شير است، يا شراب محبّت و نزديكى و نجوى؟
چون ادبيات قرآن ادبياتى تصويرى است كه ما را از ظاهر حوادث به باطن و غيب حقايق رهبرى مىكند، پس حق اين تصور را داريم كه شراب ربّانى تنها يك شراب مادّى نيست، و حتى اگر چنين هم بوده باشد، در صورتى كه ساقى پروردگار باقى است، از نعمت مادّى بودن تحوّل پيدا مىكند و به درجهاى معنوى بالاتر از هر درجه بالا مىرود، و كدام شرف و كرامتى بزرگتر از برقرار شدن ارتباطى نزديك ميان عبد، يعنى آفريدهاى حقير و ناچيز و متناهى در عجز و ناتوانى و پروردگار
[٤٤] - همان جا.
[٤٥] - التفسير الكبير، ج ٣٠، ص ٢٥٤.