تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٧٣
خدا باشد، چه خداوند متعال امر را بر او آسان مىسازد، و قدمش را تثبيت مىكند و قدرت تحمل دردها و رنجهاى آن را به او مىبخشد و ايمانش را قوت مىدهد، و بر بصيرت وى چندان مىافزايد كه گويى پاداش خود را در جهان ديگر مىبيند. و چنين است كه بندگان صالح خدا در مقابل فشارهاى گوناگون در طول تاريخ توانستهاند مقاومت نشان دهند و با قلبى خرسند و نفسى آرام اشكال مختلف عذاب را تحمل كنند،/ ٤٧٦ چه آنان مىدانستهاند كه سنتهاى خدا تغيير و تبديل نمىپذيرد، و مؤمنانى كه در اخدود سوختند، با كسانى برابرند كه براى حفظ ايمان خويش امروز در زندانهاى طاغوتيان به سر مىبرند يا كشته مىشوند يا دشواريهاى مهاجرت و جهاد در راه ايمان را تحمل مىكنند، و به همان گونه كه خدا بزرگوارى آن صدّيقان را جاودانه ساخت، پاداش اين مؤمنان را نيز ضايع نخواهد كرد، و به همان گونه كه خدا اصحاب اخدود را كشت و رسالتهاى خود را به پيروزى رسانيد، جباران امروز را نيز نابود خواهد كرد و به جاى ايشان كسان ديگرى را خواهد آورد.
[٨] در آن هنگام كه هيجان مبارزه و شدت يافتن تبليغات عليه مؤمنان به اوج خود مىرسد، مردمان نمىدانند كه چه مىكنند و چه گناه بزرگى را مرتكب مىشوند، ولى پس از آن كه به حال خويش بازگشتند، از يكديگر مىپرسند كه
چرا مؤمنان را كشتند و به چه جهت از ايشان انتقام گرفتند، و آن گاه در مىيابند كه در گمراهى پردامنهاى به سر مىبردهاند.
وَ ما نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلَّا أَنْ يُؤْمِنُوا بِاللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ- و ايشان را نيازردند و عذاب ندادند مگر براى آن كه به خداى بزرگوار ستوده ايمان آورده بودند.» نه در زمين تباهى كردند، و نه كسى را مورد تعدى و تجاوز قرار دادند، و نه خواستار چيزى جز حق شدند، بلكه خواستار بازپس گرفتن آزادى خويش بودند و به پروردگار صاحب قدرت خويش ايمان آوردند كه مقهور هيچ نيرويى نمىشود، و خداى حميد و پسنديدهاى است كه ستم نمىكند و بخل نمىورزد و پاداش بندگان را مىدهد و از فضل خويش بر آن مىافزايد.