تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٩٦ - شرح آيات
الَّذِي يَصْلَى النَّارَ الْكُبْرى* ثُمَّ لا يَمُوتُ فِيها وَ لا يَحْيى. [٨٠] و آنچه در نزد من نزديكتر است اين است كه معنى لا تُبْقِي آن است كه هيچ كس از كسانى را كه در آن است باقى نمىگذارد و همه را نابود مىكند، و معنى لا تَذَرُ اين كه از هيچ يك از آنان چيزى بر جاى نمىگذارد؛ پس اولى همه كسانى را كه در آناند شامل مىشود، و دومى هر جزء از كسانى را كه درآنند در بر مىگيرد، و اين بزرگتر است و- به نظر من- صفت آتش است با قطع نظر از صفت جهنم كه در آن خداى متعال هر چه را كه از آتش نابوده شده است تجديد مىكند، پس ميان آن و اين گفته خداوند متعال كه لا يَمُوتُ فِيها وَ لا يَحْيى منافاتى وجود ندارد، بدان سبب كه گفتگو در اين جا به اندازه فهم ما و مقياسهاى ما است. و شايد يكى از معانى آن چنين باشد: سقر از حيث سختى عذاب و نوع آن از هر چه در آن افتد چيزى بر جاى نمىگذارد، و از حيث مدت و ملازمت نيز چنين است و هرگز اهل آن را رها نمىكند، و اين خود مىرساند كه اهل آن جاودانه در آتشاند، پس سقر ساكنان خود را رها نمىكند و آنان جاودانه در عذاب باقى مىمانند، بدان سبب كه سوختن در آن سوختن عادى و متعارفى نيست بلكه احتراقى شبيه احتراق اتومى است كه پايان نمىپذيرد، و خدا دانا است.
و صفت ديگرى از سقر سياه كردن رنگ پوست اهل آن است
/ ٩٠ لَوَّاحَةٌ لِلْبَشَرِ- روى و پوست را سياه مىكند و مىسوزاند.» در المنجد آمده است: ألاح فلانا يعنى او را هلاك كرد، [٨١] پس هلاك كننده بشر است، و گفته مىشود: «لوّح فلانا بالعصا» يعنى با عصا او را زد. [٨٢] گفتهاند كه معنى آن تشنگىانگيز است، و رجل ملواح يعنى كسى كه زود تشنه مىشود، و تلويح عبارت از آن است كه شخصى گرفتار آفتابزدگى شده و پوستش سياه شده باشد، و تو گويى كه سقر از حرارت خود سبب تغيير رنگ پوست و
[٨٠] - الاعلى/ ١٢ و ١٣.
[٨١] - المنجد ماده لوح.
[٨٢] - همان جا.