تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٩٦ - شرح آيات
شدن پسركان در ضمن خدمت به منظره شكوه تازهاى مىبخشد، به همان گونه كه لؤلؤ با جا به جا شدن تجلّى بيشترى پيدا مىكند.
[٢٠- ٢٢] و نعيم ابرار به اين حد پايان نمىپذيرد، چه بسيار بزرگ است و بشر نمىتواند آن را بشمارد و بيان كند، و قرآن كريم ما را به اين حقيقت بدين گونه آشنا مىسازد
وَ إِذا رَأَيْتَ ثَمَّ رَأَيْتَ نَعِيماً وَ مُلْكاً كَبِيراً- و چون به آن جا نگاه كنى، ناز و نعمت بينى و پادشاهى بزرگ.» براى فهم معنى كلمه «كبيرا» لازم است بر اين اساس به آن نگاه كنيم كه تعبيرى از چهار امر است: فراوانى، حجم، تنوع، و عظمت. و تكرار كلمه «رأيت» براى بيان اين مطلب است كه هر اندازه ديدن و نظر كردن خود را مكرر سازى، نمىتوانى به حدّ و اندازه ملك و سلطنت و بهرهمندى ابرار از نعمتهاى بهشت دستيابى، و تنها به صورت اجمالى خواهى دانست كه آن نعيم و ملك بزرگى است. و در بزرگى و گستردگى آن همين بس كه با گذشت زمان به فضل و كرم پيوسته خدا بر اهل بهشت افزايش پيدا مىكند، و امام صادق (ع) در حديثى از او، كبير را به عظمت تفسير كرده، و عباس بن يزيد گفته است: به ابو عبد اللَّه- عليه السلام- گفتم كه از معنى گفته خداى تعالى در اين آيه مرا آگاه كن تا بدانم كه اين ملكى كه خدا آن را چندان بزرگ شمرده كه به آن نام «كبير» داده است چيست؟ و او گفت: «هنگامى كه خدا اهل بهشت را به آن داخل كند، فرستادهاى را به نزد وليى از اولياى خود مىفرستد، و او حاجبانى را بر در خانه او مىبيند كه به او مىگويند: همين جا بايست تا براى ورودت كسب اجازه كنيم، و بدين گونه معلوم مىشود كه فرستاده خدا نمىتواند بدون اذن وارد شود، و همين معنى اجازه و سبب آمدن لفظ «كبيرا» را آشكار مىسازد»، [٣٧] و او- عليه السلام- در بيان معنى آيه گفت: «زوال و فنا پيدا نمىكند». [٣٨] و گفته شده است كه مقصود
[٣٧] - نور الثقلين، ج ٥، ص ٤٨١.
[٣٨] - مجمع البيان، ج ١٠، ص ٤١١.