تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٢٦ - شرح آيات
مردمان با يكديگر به اندازه استجابت و قبول وحى ايشان است.
فَمَنْ شاءَ ذَكَرَهُ- پس هر كه خواهد آن را ياد كند و به ياد دارد.» خرد و عقل اصل انسان است؛ مگر نه اين است كه به وسيله آن از ديگر موجودات زنده تمايز پيدا مىكند، و با آن خداوند متعال او را بر بسيارى از آفريدههاى خود ترجيح مىنهد و اكرام مىكند؟! گاه عقل در خواب غفلت غوطهور مىشود و صاحب آن سودى از عقل خود به دست نمىآورد، و آيات قرآن فرا مىرسد و او را از خواب غفلت بيدار مىكند. آيا اين نيكوتر است يا مقدارى درهم و دينار؟
البته عقل ... ثروت به هر اندازه بزرگ و كلان باشد، عقل از آن گرانبهاتر و برتر است؛ چه ثروت جز به عقل حاصل نمىشود، و چون عقل به كمال نرسيده باشد، ثروت و مال بيش از آن كه مايه رساندن مالك خود به سودى باشد، به او زيان مىرساند، و گاه ثروت وسيلهاى براى استقرار پسماندگى و فقر و گسترش فساد و انتشار پستى و رذيلت مىشود، در صورتى كه عقل انسان را در راه به دست آوردن ثروتى سودمند مىاندازد، و در عين حال سبب افزايش ديگر وسايل خوشبختى همچون اخلاق عالى و آزادى و آرامش و صلح است.
قصد از تذكره و پند آن نيست كه مردم به آن هدايت شوند، حتى اگر خواستار آن نباشند؛ اين كار بدون خواست خود انسان صورت اتمام نمىپذيرد، و به همين سبب خداى متعال آزادى انسان را اصلى ثابت در شريعت خود و در سنتهاى حاكم بر آفريدگان قرار داده و حتى ايمان آوردن به آن را منوط به اراده انسان دانسته و به هيچ اكراهى براى پذيرفتن آن فرمان نداده است.
[١٣- ١٤] و سياق قرآن، پس از ويران كردن ارزشهاى جاهليت ستونها و تكيهگاههاى ارزشهاى وحى را بنيان نهاده است كه مىبايستى در جامعه رسوخ پيدا كند، پس به بيان عظمت قرآن پرداخته تا آن را محور اجتماع و مقياسى براى اختلاف فضيلت در ميان مردمان قرار داده، و سپس به اكرام و بزرگداشت سفيرانى پرداخته است كه حامل آن بودهاند، و از اين راه ما را بر آن داشته است كه قرآن و خوانندگان به آن را بزرگ داريم، نه مال و جاه و صاحبان آنها را.