تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٢٤ - شرح آيات
مگر پروردگار حكيم ما نگفته است كَلَّا إِنَّ/ ٣٢٠ الْإِنْسانَ لَيَطْغى* أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى. [٥] [٦] چنين انسانى بايد طرد شود تا به سبب ثروت خود به فرمانروايى و رهبرى جامعه دسترس پيدا نكند و مثل او همچون مثل قارون است كه با مال و زينت خود بر مردمان ظاهر شد و آنان را دچار حيرت كرد؛ پس اگر مردان دعوت نسبت به اين گونه مالداران خاضع شوند يا به ايشان مدد برسانند، چه كس مىتواند مردمان را از شر ايشان و از دست درازى و تسلط بر فقرا و ناكامان باز دارد، و چه كس مىتواند حقوق از دست رفته مستضعفان و تيرهبختان را از آنان باز ستاند؟ و به همين سبب است كه قرآن صاحب دعوت را با فرو گذاشتن فقير كور و توجه كردن به ملاقات با ثروتمندان دور از خدا باز مىدارد و اين را عيبى براى او مىداند.
فَأَنْتَ لَهُ تَصَدَّى- پس تو به او توجه مىكنى.» گفتهاند: تصدى به معنى گوش فرا دادن است و ظاهرا معنى آن رو كردن به كسى و اهتمام ورزيدن در حق او است.
[٧] و گاه حاملان دعوت و امناى رسالت چنان مىپندارند كه مىبايستى به هر وسيله كه ممكن باشد، ثروتمندان را به طرف خود جلب كنند، لذا گذشتهايى در برابر ايشان نشان مىدهند، در صورتى كه فقيران را از لطف و مهربانى خويش محروم مىسازند، در صورتى كه مسئوليت شخص دعوت كننده پس از ابلاغ رسالت پايان مىپذيرد.
وَ ما عَلَيْكَ أَلَّا يَزَّكَّى- و بر تو باكى نيست كه او (شرك را ترك نكند و) پاك و پاكيزه نشود.» پس تو مسئول تزكيه و پاك شدن او نيستى.
[٨- ١٠] چه كس مورد توجه صاحب دعوت قرار گرفته بوده است؟ آيا همان كس است كه نگاه از او برگردانده؟ حتّى اگر در ميان قوم خود شريف و نيرومند و صاحب ثروت بوده باشد. براى چه؟ بدان سبب كه رسالت الاهى براى
[٥] - العلق/ ٦ و ٧.