تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٨٦ - شرح آيات
مصداقهاى نذر در زندگى انسان عهدى است كه خدا از او گرفته است، و او با نخستين ميثاق در عالم ذرّ ايفاى آن را بر عهده گرفته و بر خود واجب كرده است كه پروردگار يكتاى خود را بپرستد و از او فرمان برد و اولياى او را دوست بدارد، و امامان راهنماى ما اين معنى را بيان كردهاند. امام رضا (ع) گفت يُوفُونَ بِالنَّذْرِ- به نذرى وفادارى مىكنند كه بر ايشان از ولايت ما گرفته شده است»، [١٦] و نيز گفت: «به نذرى وفا مىكنند كه در پيمان خدا بر عهده ايشان از ولايت ما گرفته شده است». [١٧] و در آن هنگام كه شخصيت جامعه بر اساس وفادارى نسبت به تعهدات است، چنين چيزى مايه افزون شدن اعتماد و اطمينان در ميان مردمان خواهد شد، و جامعه را براى پيشرفت و تمدن آماده خواهد ساخت، بدان جهت كه تمدّن در حقيقت مجموعهاى از ارزشهايى است كه جامعه به آن ايمان دارد و به آنها وفادار است، و ريشه تمدن تراكم پيدا كردن كوششها و فعاليتها است كه اين همه وابسته به اطمينان طرفينى است و آن از وفاى به عهدها و پيمانها فراهم مىآيد.
اما دليل اين كه ابرار ملتزم پيمانهاى خويشند و به نذرى كه كردهاند وفادارى نشان مىدهند، آن است كه ايشان از هوسها و هراسهاى قيامت آگاهاند و از آن بيم دارند، و خود را به درجهاى مىرسانند كه مثل چنان روزى خواستار آن درجه از ايمان و فرمانبردارى از خداى متعال است.
وَ يَخافُونَ يَوْماً كانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيراً- و از روزى بيمناكند كه شرّ آن آشكار است.» امام صادق (ع) گفت: «يعنى عبوس و ترشرو است»، [١٨] و از على بن ابراهيم نقل شده است كه گفت: «مستطير به معنى عظيم است». [١٩] پس ترس حقيقى از آخرت همان است كه سبب ايمان مىشود و آدمى را از خيانت كردن
[١٦] - نور الثقلين، ج ٥، ص ٤٧٧.
[١٧] - همان كتاب، ص ٤٧٨.
[١٨] - همان كتاب، ص ٤٧٧.
[١٩] - همان كتاب، ص ٤٧٨.