تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٢٧ - شرح آيات
سازد، و به همين سبب او را به صورت پيوسته خواستار علتى براى ايمان آوردن مىيابيم، يا اين كه ايمان آوردن و كار خوب كردن را به روزهاى آيندهاى احاله مىدهد كه به پندار خود در آنها/ ١١٨ به سبب كاملى براى ايمان پيدا كردن دست خواهد يافت. و به همان گونه كه اين طبيعت در فرد فرد مردم مشاهده مىشود، در ملت و امت كاملى نيز مشهود است و در تاريخ بشر و در نزد علماى روانشناسى ثابت است كه بعضى از اقوام و ملتها منتظر حالت اجبار براى رواج قانون مىمانند تا به اكراه و قهر آن را بپذيرند، و اين انتظارى احمقانه است، بدان جهت كه شرف و كرامت آدمى (خواه فرد و خواه امت) در انتخاب آزاد خير و فضيلت به توسط خود او تجسم پيدا مىكند، نه در اين كه افزارى فرمانبردار ارادهاى قاهر بوده باشد، حتى اگر در خدمت صحيحى اين فرمانبردارى صورت بگيرد.
بدين گونه هدايت بنا بر مسئوليت خود انسان برگزيده مىشود، و خود شخص براى دست يافتن به آن تلاش مىكند، و از پروردگار خود مىخواهد كه او را در اين كار توفيق دهد. و دليل وى در همه آنچه مىكند عقل او است كه با وضوح كافى راه هدايت را باز مىشناسد و از راه گمراهى تميز مىدهد، و چنان است كه ديگر مجالى براى بهانه آوردن به سبب گريز از هدايت براى شخص باقى نمىماند. و شايد كلمهاى كه پس از اين مىآيد اشاره به همين معنى است
«كَلَّا- هرگز.» بهانه آوردن ايشان پذيرفته نيست، و سبب باقى ماندن آنان بر كفر، نبودن اين يا آن شرط نمىتواند باشد.
اين گفته در آيه پيشين كُلُّ امْرِئٍ مِنْهُمْ اشاره به آن است كه اين صفت در فرد فرد آدميان جايگزين و راسخ است، مگر كسانى كه خدا بخواهد، و نيز كسانى كه بر اين نقص خود پيروز شوند و به اصلاح نفوس خويش بپردازند. سپس پروردگار ما، با گفتهاى قاطع، عامل اساسى را در ايستار كافران نسبت به ارزشهاى دينى و رهبرى رسول آشكار مىسازد كه همان عدم حضور آخرت و سراى ديگر در ذهن و فهم ايشان است.