تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٤٨ - شرح آيات
گوناگون در تصرف ايشان است، پس بهرهمند شدن از رضوان الاهى معنايى ندارد، بدان سبب كه آنان تبهكاراناند، و هيچ جرم و گناهى بزرگتر از تكذيب جنّ از طرف انسان و پرداختن او به باطل در زندگى نيست، خواه اين كار را فقيرى به انجام رسانيده باشد يا صاحب ثروتى./ ٢٣٧ و از سوى ديگر، ما را به اين امر هدايت مىكند كه تلاش شديد آدمى براى دست يافتن به وسايل بهرهمندى بيشتر از دنيا، عامل اساسى در گمراهى و پرداختن او به هر گونه جرم و گناه است ... و براى اين امر هيچ درمانى در نفس شخص تباهكار جز آن وجود ندارد كه درباره عاقبت كار خود در يوم الفصل قيامت بينديشد، چه اين گونه تفكر مىتواند او را بر آن دارد كه از متاعهاى اندك و كوتاه مدتى كه مىتواند در اختيار او قرار گيرد و موجب ويل دايمى در آن روز شود، چشم بپوشد، و همين بيان كننده ارتباط ميان آيه ١٦ و گفته خداى تعالى است كه پس از آن مىگويد
وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ- واى بر مكذّبان در آن روز.» هنگامى كه حقايق آن در فهم و جان آدمى حضور پيدا مىكند، باشد كه به ترك تبهكارى و نيز هر خوردنى و متاعى كه خدا به آن رضا نمىدهد، كشيده شود، و از آن ترك تكذيب و جانشين شدن با احسان و طمع بستن در نعيم آخرت براى وى امكانپذير گردد، بدان سبب كه جاذبيت و فريبندگى شهوتهاى دنيا با هيچ چيز همچون جاذبه بهشت و هراس دچار شدن به سرنوشت مكذبان و مجرمان و توجه كردن و فهميدن عذابى كه چشم به راه مكذبان است، نمىتواند مقابله و دفع شود.
قرآن، سواى تلاش در پى رسيدن به متاعهاى دنيا، و علاوه بر تبهكار بودن ايشان، صفت ديگرى را درباره مكذبان بيان مىكند كه همان تسليم نشدن ايشان به اوامر خدا و خاضع بودن در برابر او است.
وَ إِذا قِيلَ لَهُمُ ارْكَعُوا لا يَرْكَعُونَ- و چون به ايشان گفته مىشود كه نماز و ركوع كنيد، ركوع نمىكنند.» مقاتل گفته است كه: اين آيه در حق مردم ثقيف نازل شد كه چون رسول خدا (ص) آنان را به نمازگزاردن فرمان داد، گفتند: ما خم نمىشويم، و علامه