تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٨٣ - شرح آيات
امّا مؤمن با دريافت هر نعمت توفيق سپاسگزارى و اداى حق آن به خدا و بندگان خدا پيدا مىكند، و راست گفت رسول اللَّه (ص) در حق طالب دنيا كه
«دو خواهنده گرسنه خواسته خويشند كه هرگز سير نخواهند شد: خواهنده علم و خواهنده دنيا» [٥٠] «اما خوانده علم خرسندى/ ٧٨ رحمان افزايش مىدهد، و خواهنده دنيا به طغيان خود ادامه مىدهد». [٥١] و بدترين بنده آن بنده است كه طمع او وى را به طبع (يعنى چركين شدن قلب) رهبرى مىكند. [٥٢] و راست گفته است امام على (ع) كه: «بيشترين مايه هلاكت عقلها برقهاى طمعها و آزمنديها است». [٥٣] قلب وليد را رسيدن خير به او و طمع وى براى افزودن دايمى به آن كور كرد، و اين خود مكر خدا درباره مترفان است كه هر چه بيشتر آنان را از راه حق به گمراهى مىكشاند، و سبب زيان كردن آنان در دنيا و آخرت مىشود، بدان روى كه نه به سپاسگزارى پروردگار خويش مىپردازند و نه به هدف خود كه زيادهخواهى دايمى است مىرسند، چه وسعت دادن خدا به زندگى هر فرد هرگز امرى مطلق نيست بلكه حدّ و قيدى دارد، و از سنّت و قوانين او در زندگى بيرون نيست، پس چگونه مىتواند بر نعمت كسى بيفزايد كه شكر نعمت او نگزارده است، با اين كه خود مىگويد
لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِي لَشَدِيدٌ [٥٤]؟! و صاحب تبيان گفته است: يعنى بر اين نعمتها شكرگزارى مرا نكرده و با وجود اين طمع در آن بسته است كه بر انعام او بيفزايم.
كَلَّا هرگز چنين نخواهد شد.» كلّا كلمهاى است كه بر نفى قاطع و سخت دلالت دارد و سبب آن عناد ورزيدن شخص (وليد) با آيات ربّانى است.
[٥٠] - كنز العمّال، ج ٣٢، ٣٨٩.
[٥١] - بحار الانوار، ج ١، ص ١٨٢.
[٥٢] - همان منبع، ج ٧٧، ص ١٣٥.
[٥٣] - همان منبع، ج ٧٣، ص ١٧٠.
[٥٤] - إبراهيم/ ٧.