تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٥٤ - شرح آيات
بَلِ الْإِنْسانُ عَلى نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ* وَ لَوْ أَلْقى مَعاذِيرَهُ- و آدمى بر نفس خود بسيار بينا است* هر چند عذرهاى خويش را بيان كند.» و در اين جا به بصيرتهايى راهنمايى مىشويم
١- اسلام از طريق روش تربيتى خود به پروردن و رشد دادن عامل جلوگير از بدى يعنى ضمير در انسان به عنوان ضامن اساسى براى ملتزم بودن وى به شرايع مىپردازد. و از همين روست كه قرآن به كرّات حقايق وجدانى را به او گوشزد مىكند.
٢- به همان گونه كه آدمى راه گريزى از حكومت خدا در روز بازپسين ندارد و بهانهها به هيچ وجه به كار او نمىخورد، در آن هنگام كه به خودش (ضمير و عقلش) مراجعه مىكند، با همين ايستار رو به رو مىشود، و در مىيابد كه عذرهايى كه مىآورد واقعيتى ندارد، و ممكن است گاهى ديگران را بفريبد، ولى هرگز نمىتواند مايه فريب خوردن و جدان خودش شود.
٣- بيشتر عذرهايى كه آدمى عرضه مىدارد، دروغين است، و از آن روى به عرضه كردن آنها مىپردازد كه خطاها و روشهاى منحرف خود را خوب و درست جلوه دهد و آنها را توجيه كند. و اين چيزى را در نزد خدا و در نزد خود او تغيير نمىدهد. و آمدن كلمه «معاذيره» به صورت جمع دليل بر آن است كه آدمى در آوردن عذر و بهانه استاد است، و هنگامى كه مىخواهد انجام عملى را خوب و پسنديده جلوهگر سازد، به يك عذر قناعت نمىكند بلكه به آوردن عذرهاى متعدد مىپردازد.
/ ١٤٥ و اين بينشها فرهنگ پسنديده جلوه دادن كارهاى زشت را كه از مهمترين عوامل پس ماندگى و تبهكارى به شمار مىرود، از معركه بيرون مىكند، و از آن روى چنين است كه آدمى با نيكوترين درستى و قوام آفريده شده، و نفس وى بر فطرت استقامت و راستى است، و سپس داراى نفسى لوّامه است كه با مقياسى دقيق مراقب انحراف او است، و لذا يكباره از اوج حق به حضيض باطل نمىجهد، بلكه از نردبان خوب جلوه دادن بديها و توسل جستن به عذرها و بهانهها پله پله پايين