تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٢٢ - شرح آيات
انتقال كلام به خطاب بعد از ذكر غايب باشد، و تو گويى با ياد كرد او حاضر شده است، و اين چيزى است كه آن را در سوره حمد مشاهده مىكنيم كه تحول خطاب به حضور پس از ياد كردن از او سبحانه و تعالى چنين مىگويد إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ؟
سپس بايد بدانيم كه اين سوره، به اتفاق مكى است، و بنا بر آنچه ابن العربى بن نقل قرطبى از او گفته، ابن ام مكتوم در مدينه بوده است. بهتر است ترجمه عين گفته قرطبى را در اين جا نقل كنيم: و اما درباره گفته علماى ما كه او وليد بن المغيرة بوده، بايد بگوييم كه ديگران او را امية بن خلف و عباس گفتهاند و اين همه باطل است و نتيجه نادانى مفسرانى كه درباره دين پژوهش نكردهاند، بدان سبب كه امية بن خلف و وليد در مكه بودند، و ابن ام مكتوم در مدينه، نه او به نزد اينان حضور يافت، و نه اينان به نزد او، و همه اينان با كفر از دنيا رفتند، يكى از آنان پيش از هجرت، و ديگرى در بدر، و اميه هرگز آهنگ مدينه نكرد، و به تنهايى يا همراه با كس ديگر در نزد او حاضر نشد. [٤] شايسته است كه اين سؤال را طرح كنيم: در صورتى كه ابن ام مكتوم در مدينه بوده، چگونه سورهاى كه در مكه نازل شده داستان او را روايت كرده است؟! سبب فرود آمدن آيه هر چه بوده باشد، وظيفه ما تدبر كردن در كلمات پرتو افكن آن و قرار گرفتن در گذرگاه امواج نور جهنده آن است.
عَبَسَ وَ تَوَلَّى روى ترش ساخت و پشت كرد.» چون روى ترش كرد، حالت نفسى او در برابر مرد بر چگونگى آثار چهرهاش ظاهر شد/ ٣١٩ و دگرگونى قلب او را كه خواستار پنهان كردن آن بود آشكار ساخت، و سپس عملا از او رويگردان شد و بدين گونه نشانههاى ايستار سلبى او تكامل پيدا كرد.
[٢] أَنْ جاءَهُ الْأَعْمى- بدان سبب كه كورى به نزد او آمد.»
[٤] - القرطبى، ج ١٩، ص ٢١٢.