تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٦٩ - شرح آيات
خود بودهاند، و آن كسان كه زبانهاى خويش را مىجوند، علما و قاضيان در دينند كه كردارهاى ايشان بر خلاف گفتارهاشان بوده است، و دست و پا بريدگان آن كساناند كه به همسايگان خويش آزار مىرساندهاند، و آويختگان به دارهاى آتشين كسانى هستند كه از مردمان در نزد صاحبان قدرت و سلطان سعايت مىكردند، و آن كسانى كه بويى گندناكتر از لاشه مردگان دارند، كامرانان از شهوات و لذات و خوددارى كنندگان از پرداختن حق خداى تعالى در اموال خويشند، و پوشندگان جبهها به خود بالندگان و خودپسندانند». [٧] [١٩] چون انسان محور آفرينش جهان ما است، پس ديگر چيزها پيوسته به او و تغيير كننده با او است، و زمين و آسمان محيط بر آنها را مىبينى كه در معرض تغييرات هولناك قرار گرفته است.
وَ فُتِحَتِ السَّماءُ فَكانَتْ أَبْواباً- و آسمان گشوده شود و به صورت درها در آيد.» آسمانى كه خدا آن را سقف محفوظ قرار داده بود، از هم شكافته مىشود، و شايد درها محل فرود آمدن آشكار فرشتگان و معراج مؤمنان به سوى بهشت و محل خروج كافران براى رفتن به دوزخ باشد.
[٢٠] اما كوههايى كه توازن و تعادل زمين را حفظ مىكردند، توازن خود را از دست مىدهند و به راه مىافتند و همچون گرد و خاك در فضاى گسترده پراكنده مىشوند و سرانجام به صورت سراب در مىآيند.
/ ٢٦١ وَ سُيِّرَتِ الْجِبالُ فَكانَتْ سَراباً- و كوهها به راه مىافتند و به صورت سراب در مىآيند.» بدين گونه نظام جهان ما فرو مىريزد، و از آن روى چنين است كه آفريدهها به مصلحت انسان آفريده شده و مسخر زندگى او شده و از سنتهاى خاصى پيروى مىكردند كه همچون انعامى از خدا در حق انسان بوده باشد، و اكنون كه بشر
[٧] - مجمع البيان، ج ١٠، ص ٤٢٣.