تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٩ - شرح آيات
دارد امكانپذير است، چه انسان از ديدگاه واقعيت در معرض اوضاع و احوال متغيرى قرار گرفته است كه مقاومت كردن در برابر آنها براى او ممكن نيست، همچون بيمارى و جنگ و اوضاع و احوال امنيتى؛ على بن ابى طالب (ع) گفته است: «خدا پيامبرش را (ص) در اين/ ١٨ ساعتهاى قيام در شب مخيّر ساخته، و آن را موكول به رأى خود كرده است، و پيامبر (ص) و گروهى از مؤمنان با او به همين مقدارها قيام مىكنند، و اين كار براى ايشان دشوار مىشود، و كسى از ايشان بود كه نمىدانست چند ركعت نماز خوانده است، و چه اندازه از شب باقى مانده است، و به همين سبب تمام شب را بيدار و قايم مىماند تا مبادا به اندازه واجب قيام نكرده باشد، تا اين كه خدا در آخر آيه تكليف را سبكتر كرد»، [١٤] كه در آن جا قرآن آشكارا به يكى از سببهاى تعدد اختيارات اشاره كرده است.
٢- سپس مكلف را در برابر اختيارات متعدد قرار دادن كه در سنگينى بر نفس و اندازه فضيلت در نزد خدا با يكديگر اختلاف دارند، و تفاوتى ميان درجه تكليف وجود ندارد كه آيا واجب است يا مستحبّ، بر حسب اندازه ايمان و اراده خود در آن هنگام كه هر كدام را بخواهد انتخاب مىكند، گونهاى از امتحان و آزمايش الاهى را از مؤمنان مىگذراند.
٣- چنان كه از همين راه به اين نتيجه مىرسيم كه، به عنوان حكم شرعى، براى جز پيغمبر (ص) قيام ليل مستحبّ است نه واجب، و فقيهان اختلاف در نصوص را از لحاظ تنگى و گستردگى و فزونى و اندكى، دليل بر استحباب دانستهاند، زيرا كه امر واجب تحديد شده است.
قيام ليل- چنان كه به آن اشاره شد- منحصر به شمارهاى از ركعتها و ذكرها نيست، بلكه برنامهاى مايه تكامل جسم و روح و عقل است، و اين نتيجهاى از متضمن بودن آن بر نماز و مناجات و تلاوت قرآن است كه به ميانجيگرى آنها قايمان در شب به آفاق عروج مىكنند كه در عين حال سبب عروج انسان به مراتب
[١٤] - تفسير مجمع البيان، ج ١٠، ص ٣٧٧.