تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٠٩ - شرح آيات
آنچه براى خود دوست مىدارى براى جز خود دوست بدار، و آنچه تو را خوش نيايد براى او ناخوش بشمار. و ستم مكن چنان كه دوست ندارى بر تو ستم رود، و نيكى كن چنان كه دوست مىدارى به تو نيكى كنند. و آنچه از جز خود زشت مىدارى، براى خود زشت بدان، و از مردم براى خود آن را بپسند كه از خود مىپسندى در حق آنان؛ و مگوى- به ديگران- آنچه خوش ندارى شنيدن آن را، و مگو آنچه را كه ندانى، هر چند اندك بود آنچه مىدانى، و مگو آنچه را كه دوست ندارى به تو گويند». [٤] سخن را به حديثى مأثور از پيامبر- صلّى اللَّه عليه و آله- پايان مىدهيم كه گفت: «پنج چيز در برابر پنج چيز: مردم هيچ قومى پيمان خود را نقض نكردند مگر اين كه خدا دشمن را بر ايشان مسلط كرد، و جز به آنچه خدا فرو فرستاده حكم نكردند مگر اين كه فقر در ميان ايشان شايع شد، و كارهاى بد و ناروا در ميان ايشان ظاهر نشد مگر آن كه به طاعون گرفتار شدند، و از پيمانه نكاستند مگر اين كه از رويش گياهان محروم و به قحطى گرفتار شدند، و از دادن زكات خوددارى نكردند مگر اين كه خدا از باران محرومشان ساخت». [٥] [٤] چه كس كمفروشى مىكند؟ آن كس كه به قيامت، يعنى روزى كه در آن براى پس دادن حساب در برابر پروردگار جهانيان مىايستد، باور ندارد، چه اگر كسى تنها گمانى به آمدن چنين روزى داشت، از حق خود تجاوز نمىكرد و به غصب حقوق ديگران نمىپرداخت.
أَ لا يَظُنُّ أُولئِكَ أَنَّهُمْ مَبْعُوثُونَ- آيا آنان گمان نمىكنند كه ايشان روز رستاخيزى دارند؟» بعضى گفتهاند كه: ظن در اين جا به معنى معروف خود گمان و ضد يقين است، بدان سبب كه گمان تنها به بعث و رستاخيز براى شخص عاقل كفايت
[٤] - نهج البلاغة، نامه ٣١.
[٥] - القرطبى، ج ١٩، ص ٢٥٣، و ديگر تفسيرهاى معروف.