تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤١٠ - شرح آيات
مىكند تا از آن روز بترسد، مگر خود چنان نيستى كه اگر گمان خطر در راهى برود از آن نمىگذرى، و چيزى را كه گمان زهرناك بودن در آن مىبرى نمىخورى و نمىنوشى، و از كارى كه احتمال هلاكت در آن مىرود پرهيز مىكنى؟
/ ٤٠٧ بعضى ديگر گفتهاند كه: ظن در اين جا به معنى يقين است، چرا كه اصل معنى ظن چيزى است كه در ذهن آدمى از مشاهده حوادث خارجى پديد مىآيد، كه اگر كامل باشد موجب يقين است، و گرنه موجب گمان خواهد بود، و از همين روى از يقين نيز با ظن و گمان تعبير مىكنند.
به حديثى مأثور از امام امير المؤمنين- عليه السلام- استشهاد مىكنند كه در تفسير اين آيه گفت: «يعنى آيا يقين ندارند كه مبعوث و برانگيخته خواهند شد». [٦] نيز همو- عليه السلام- در نصّى ديگر چنين گفته است: «ظن بر دو گونه است: ظن شك و ظن يقين، پس آنچه درباره امر معاد باشد ظن يقينى است، و آنچه درباره دنيا باشد مبتنى بر شك است». [٧] شايد امام اشاره به حقيقتى كرده باشد كه امام رضا- عليه السلام- آن را به صورتى ديگر چنين گفته است: «خدا يقينى كه شك در آن نباشد، شبيهتر به شكى كه يقين در آن نباشد، يعنى مرگ، نيافريده است». [٨] همه حقايق بر آن گواهى مىدهد كه انسان مردنى است، ولى او خود آن را تصور نمىكند؛ براى چه؟ براى آن كه چنين تصورى بر او واجب مىسازد كه از بسيار چيزها بپرهيزد و بترسد، و او كه اين را نمىخواهد، به حالت سرگشتگى و تحير ميان شواهد علمى بر حقيقت داشتن مرگ، و هواهاى نفسانى خودش كه اين حقيقت را از وى پنهان نگاه مىدارد، باقى مىماند، درست همانند كسى كه در نبردى گرفتار شكست شده، و مدتى ميان پذيرفتن آن شكست بنا بر معلومات درست
[٦] - تفسير نمونه از تفسير البرهان، ج ٤، ص ٤٣٨.
[٧] - نور الثقلين، ج ٥، ص ٥٢٨.
[٨] - الفرقان، به نقل از الخصال صدوق (ره).