تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٥٥ - شرح آيات
مىآيد، و ناگهان گرفتار نفس امّاره مىشود كه گناه و خطا را در نظر او خوب جلوه مىدهد و، مثلا به او مىگويد كه: رسيدن به پاكيزگى كامل دشوار است، و تو بيش از اندازه لازم طيّب و پاكى، و ممكن نيست كه بدون ستم كردن به احدى بتوانى زندگى كنى، و همه مردمان به يكديگر ستم مىكنند ... و بدين گونه بهانههايى در اختيار او قرار مىدهد تا منحرف شود و زمانى برسد كه به صورت كامل از راه حق بيرون رفته و به حضيض باطل سقوط كرده است.
چون آدمى از نقش منفى عذرآوريها آگاه شود، و بداند كه آنها همچون پوشش نازكى براى پوشانيدن تبهكاريهاى عظيم است و هيچ دردى از او را نمىتواند درمان كند، همين معرفت در مستقيم ماندن وى بر راه حق به او مدد مىرساند.
امام صادق (ع) گفت: «هر يك از شما كه كارى كند تا نيكى خود را آشكار سازد و بدى را پوشيده نگاه دارد، چون به نفس خويش رجوع كند، خواهد دانست كه چنين نيست. و خداوند سبحانه و تعالى مىگويد: «الآية»؛ چون آنچه پنهان است اصلاح شود، آنچه آشكار است تقويت پيدا مىكند»، [٣٠] و گفت (ع)
«اين چه كارى است كه آدمى مىكند و بر خلاف آنچه خدا از او مىداند در برابر مردم عذر و بهانه مىآورد؟ رسول اللَّه (ص) مىگفت: هر كس سرّى را پوشيده نگاه دارد، خدا را با پوششى از خود آن را مىپوشاند، اگر خير است خير، و اگر شرّ است شرّ». [٣١] و در تاى «بصيرة» اختلاف است؛ بعضى گفتهاند كه آن تاى تأنيث است و به اندامها باز مىگردد، و چنان است كه آيه مىگويد: جوارح انسان بر نفس او بصير است، و بعضى ديگر گفتهاند: تا براى مبالغه است، چنان كه اعراب مىگويند: فلان يا فلانة علّامه است، و آنچه به نظر من مىرسد اين است كه اين تا به نفس باز مىگردد، يعنى نفس انسان بر او بصير است، و كسى از مفسران را نيافتم كه چنين گفته باشد.
و در فقه اسلامى از اين بصيرت قرآنى براى تحديد بعضى از تشريعها/ ١٤٦ و
[٣٠] - مجمع البيان، ج ١٠، ص ٣٩٦.
[٣١] - همان جا.