تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٣٣ - شرح آيات
و پرهيزگارى را يادآور او شوند، و او را از پرداختن به فسق و فجور بيم دهند، و قوانين و شريعتها را به وسيله پيامبران خود براى او فرستاد كه راههاى سلامت و درستى و پاكى را به او نشان دهند.
[٢١] پس از آن كه دوران زندگى وى به پايان رسيد، او را ناگزير مقهور مرگ ساخت تا عبرتى براى آيندگان او باشد، و او را به زندگانى ديگرى انتقال داد، كه اگر در زندگى دنيوى خود كار نيك و صالح كرده باشد، در اين زندگى تازه سعادتمند خواهد بود، و جسم او را در معرض گزيدن و دريدن حشرات و درندگان قرار نداد، بلكه براى او گورى آماده ساخت كه به منظور اكرام و احترام وى او را در آن به خاك بسپارند.
ثُمَّ أَماتَهُ فَأَقْبَرَهُ- سپس او را ميراند و به گورش سپرد.» [٢٢] و خدايى كه انسان را در ميان دستهاى قدرت خود گرداند و به گونههاى مختلفش درآورد، بر آن توانايى دارد كه هر وقت بخواهد وى را به زندگى بازگرداند.
ثُمَّ إِذا شاءَ أَنْشَرَهُ- سپس هر وقت كه بخواهد او را برمىانگيزد تا زنده بر سر پا بايستد.»/ ٣٣٠ [٢٣] ولى انسانى كه خدا اين همه نعمت به او ارزانى داشته، پيوسته در بند چالش با قدرت و سلطنت او است، و به اوامر او نافرمانى مىكند و به روان كردن آنها بر نمىخيزد.
كَلَّا لَمَّا يَقْضِ ما أَمَرَهُ- آگاه باشيد كه (انسان) آنچه را كه به انجام دادن آن مأمور بوده، به انجام نرسانيده است.» آيا معنى «كلّا» چيست؟ چنان مىنمايد كه معنى آن در اين جا و در ساير جاهاى به كار رفتن آن آگاه كردن از وقوع چيزى است كه شايسته نبوده است، و عقل پس از عرضه شدن و بيان نعمتها توقعى جز آن نداشته است كه انسان منتها درجه تسليم در برابر پروردگار خود اختيار كند تا مگر بتواند پارهاى از دين خود را بپردازد، ولى آنچه اتفاق افتاده كاملا بر عكس اين بوده است.