تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٣١ - شرح آيات
مىدهد، و نه تنها او را از مالهاى دنيا بىنياز مىسازد، بلكه نسبت به هر چيز از دنيا تا آخرت چنين مىكند، ولى او با وجود اين كافر نعمت است؛ خدا او را به كفر و كفرانش بكشد! قُتِلَ الْإِنْسانُ ما أَكْفَرَهُ- كشته باد آدمى، زيرا ناسپاس است و ناگرويده.»/ ٣٢٨ كلمه «قتل» لعنتى بر او و تعبيرى از نهايت خشم، و در عين حال در آن اشارهاى به اين امر است كه كفر انسان را مىكشد، يعنى موهبتها و فضيلتها و فرصتهاى او را مىكشد، و تا به آن جا مىرسد كه همه او را به قتل مىرساند! مگر قتل درجاتى ندارد، و كفران هر نعمت الاهى به كشتن فرصتى از فرصتهاى زندگى در نزد انسان نمىانجامد، و در نتيجه آن همچون درجه و ترازى از قتل در نظر گرفته مىشود؟! آيا كسى را نديدهاى كه مبلغ زيادى پول در بانك دارد ولى به آن اعتراف نمىكند، و هر وقت كه با او در خصوص آن گفتگو شود به تكذيب و امتناع مىپردازد! آيا چنين كسى يك موهبت الاهى را از دست نداده است؟! و چنين است كسى كه سرمايه بزرگى در قرآن دارد و مىتواند آن را وسيله خوشبختى و رستگارى خود قرار دهد ولى به آن كفران مىورزد.
تعبير «ما أكفره» نماينده دامنه كفر او است؛ كفرى گسترده دامن و چند بعدى است، و به همين سبب بعضى گفتهاند: كفر در اين جا به معنى لغوى آن يعنى پوشاندن است و كفر نسبت به خدا يا نعمتهاى او يا حتى كفر به يك نعمت را شامل مىشود، و لذا كلمه «الإنسان» در اين جا همه مردم را شامل مىشود، چه هيچ انسانى نيست مگر آن كه به اندازهاى نسبت به نعمتهاى خدا كفران مىورزد.
[١٨- ١٩] سپس سياق به شمارش نعمتهاى خدا بر انسان مىپردازد و كفرى كه در مقابل آنها از او صادر مىشود، و نخستين آنها آفرينش وى از نطفه است كه مىگويد
مِنْ أَيِّ شَيْءٍ خَلَقَهُ* مِنْ نُطْفَةٍ خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ- از چه چيز او را آفريد* او را از نطفه آفريد و اندازه نهاد.»