تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٥١ - شرح آيات
دارد وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ. [٥] فَلا أُقْسِمُ بِالشَّفَقِ- پس به شفق سوگند مىخورم.» غروب خورشيد در جانها اثرى دارد و از جلال و عظمتى برخوردار است و منظره غروب خورشيد بيش از يك احساس را در ما برمىانگيزد، و ما شاهد آنيم كه در افق تابلويى متحرّك ترسيم مىگردد كه از كمال جمال برخوردار است با رنگهايى كه انديشهها را به تحيّر وا مىدارد.
/ ٤٤٩ و سرانجام انسان به اين باور مىرسد كه: بايد به واقعيت تن داد. بياييد به خانههايمان برگرديم.
مفسران درباره شفق گفتهاند: شفق عبارت است از آميختن روشنايى روز با تاريكى شب. به قولى: شفق در اصل به معناى رقّت و نازكى است و غروب را شفق ناميدهاند چون روشنايى رقيق و كم رنگى در افق منتشر مىشود.
درباره لاى در «فلا اقسم» گفتهاند: زايده و براى تأكيد است. به قولى نيز: به اين معناست كه شفق ارجمندتر از آن است كه بدان سوگند ياد شود. يا حقيقت بزرگتر و والاتر از آن است كه نياز به سوگند داشته باشد. ما پيشتر گفتيم كه لا در اين جا مفيد تأكيد قسم است.
[١٧] پس از آن كه اندك اندك شفق باقيمانده خطوط روشنى را از ميان مىبرد تاريكى شب مردم را به آسايشگاه خويش هدايت مىكند.
وَ اللَّيْلِ وَ ما وَسَقَ- و سوگند به شب و هر چه را فرو پوشد.» گفتهاند: وسق به معناى جمع است و «طعام موسوق» يعنى خوراك جمع شده.
[١٨] ماه پديدار مىگردد و به ميانه آسمان مىآيد و با نور نقرهاى خود جلوهگرى مىكند همچون كشتى نقرهاى كه در درياى تاريكى در حركت است و از افق آسمان نورى آرام را بى آن كه مزاحم خواب آدميان گردد و بر تپهها مىفرستد و
[٥] - ذاريات/ ٥٦؛ من انسان و جن را نيافريدم مگر براى آن كه مرا پرستش كنند.