تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٨٠ - شرح آيات
به ميانجيگرى فرستادهاش يا از پشت پرده نازل كند، از خطاب كردن با آفريدگانش تعالى و برترى و خوددارى پيدا مىكرد.
اگر چنان نبود كه خداوند سبحانه و تعالى به بندگانش اجازه دعا كردن و خواندن خود را داده باشد، و در قلوب خواهندگان خود انوار دوستى و مناجات با او را القا كند، كدام انسان- هر انسان- استطاعت آن را داشت كه چندان بالا رود تا به درجه خطاب كردن به او برسد؟ آيا خطاب و سخن گفتن نيازمند خرسندى دو طرف يا واجب كردن طرفى بر طرف ديگر نيست؟ و خدا در تراز آفريدگانش نيست تا با او توافق حاصل شود، و هيچ كس نمىتواند او را به سخن گفتن مجبور كند. و آيه بدين گونه به آن اشاره مىكند كه بشر و ديگر آفريدگان در سطح او و همتراز با او نيستند، و چيزى از او را در ملكيت خود ندارند تا انجام كارى را بر او واجب سازند، و او مالك ايشان است و به بخشندگى خويش بر آنان تفضل مىكند و به مخاطبه با آنان مىپردازد، و گاه به بعضى از آنان، به صورت تكوينى يا تشريعى، اجازه سخن گفتن و مخاطبه با خودش را مىدهد، و اين در آن هنگام است كه خود را به ايشان مىشناساند و مناجات كردن با خودش را به ايشان الهام مىكند.
در اين اختلاف است كه چه كس مالك خطاب نيست، آيا آن گروه از مؤمناناند كه ذكرشان پيش از اين گذشت، يا كفارند بدان سبب كه از در رحمت او رانده شدهاند، يا هر دو گروهند؟ چنان مىنمايد كه ضمير تنها مؤمنان و كافران را شامل نمىشود، بلكه ديگر آفريدگان (جن و فرشته و روح) را نيز فرا مىگيرد، به گواهى آيه بعد كه براى تفصيل همين آيه نازل شده است، و مثلى آشكار است بر آن كه اين آيه- به نظر من- اختصاص به روز قيامت ندارد، آرى، در روز قيامت اين حقيقت با وضوح بيشتر تجلّى پيدا مىكند.
[٣٨] عظمت پروردگار ما براى بندگانش در روز رستاخيز بزرگ آشكار مىشود، و آن روزى است كه روح با همه عظمت و جلال خود در برابر او مىايستد، و فرشتگان كه صف كشيدهاند سخن نمىگويند، و اصوات آفريدگان/ ٢٧٣ به سبب عظمت پروردگار پست و پايين افتاده است. و آن گاه خدا با رحمانيت خود به