تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٨٢ - شرح آيات
/ ٢٧٤ بعضى گفتهاند كه مراد از روحهاى آفريدگان است، و ديگران آن را قرآن دانستهاند، و بعضى ديگر آن را برترين فرشته تصور كردهاند، و گروهى: فرزندان آدم يعنى دارندگان روح. [٢١] آنچه به نظر من مىرسد اين است كه روح در اصل آفريدهاى نورانى و بزرگتر از فرشتگان بود و سپاهيان و امكاناتى در اختيار داشت، و روحهاى مردمان نيرومندى و زندگى خود را از او مىگرفتند و خدا به وسيله او پيامبران و دوستان خود را تأييد مىكرد، و همو است كه در شب قدر بر زمين فرود مىآيد و در روز قيامت با صفهاى فرشتگان در برابر خدا مىايستد.
وَ الْمَلائِكَةُ صَفًّا لا يَتَكَلَّمُونَ- و فرشتگان در صف مىايستد و سخن نمىگويند.» بدان سبب كه هيبت خدا زبانهاى آنان را بند مىآورد، و از آن روى كه آنان محكوم و در فرمان پروردگار خويشاند، پس به خدايى گرفتن يكى از آنان چيزى جز سفاهت نيست، بدان روى كه آنچه در نزد ايشان است از خداوند سبحانه و تعالى است، و حتى شفاعت هم از آنان جز با اذن و اجازه خدا برنمىآيد، و خدا به هيچ كس چنين اجازهاى را نمىدهد مگر اين كه خود بخواهد يا با حسابى دقيق چنين مىكند.
إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ قالَ صَواباً- مگر آن كس كه خداى رحمان به او اجازه دهد و آنچه گويد به راستى و صواب گويد.» اين آيه ما را به ياد اين گفته خداوند متعال مىاندازد كه يَوْمَئِذٍ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ رَضِيَ لَهُ قَوْلًا كه درباره آن گفتيم كه شفاعت را دو شرط است: يكى اذن خدا، و ديگر آن كه پسنديده باشد يعنى از طريق اندازهگيرى ثواب و عقاب صورت بگيرد و بىميزان و مقياس صورتپذير نشود، و به نظر من گفته خدا در اين جا وَ قالَ صَواباً اشاره به همين امر است.
[٢١] - تفصيل اين گفتهها در تفسير القرطبى، ج ١٩، ص ١٨٦- ١٨٧ آمده است و به آن جا رجوع شود.