تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٩٨ - شرح آيات
خود قرار دهيم تا بنا بر آن همه ابعاد رفتار و كردار و پندار خويش را تنظيم كنيم، و به همين جهت خدا فرشتگان خود را مبعوث كرد تا گردنكشان را بيم دهند و آنان را از چنين عاقبت هولناك بر حذر دارند، ولى آنان در گمراهى خود باقى ماندند تا خدا هلاكشان كرد و هر چه زودتر آنان را به آتش واصل كرد، پس آيا شايسته نيست كه از تاريخ تيرهبختى آنان عبرت بگيريم؟
هَلْ أَتاكَ حَدِيثُ مُوسى- آيا داستان موسى به تو رسيد؟» آرى. ولى آيا از آن داستان عبرت گرفتى؟ پس اگر از آن عبرت نگرفته باشى، بدان مىماند كه اصلا آن را نشنيدهاى! [١٦] داستان او با خواندن پروردگار خود در آن هنگام آغاز شد كه به وادى طوى در آمده بود.
إِذْ ناداهُ رَبُّهُ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً- در آن هنگام كه پروردگارش در وادى مقدس طوى به او (چنين) خطاب كرد كه:» اين سرزمين به سبب وحيى كه به آن رسيد تقدّس پيدا كرد. و شايد نام طوى بوده يا اين كلمه صفتى از آن سرزمين از لفظ طى باشد بدين معنى كه آن سرزمين درنورديده شد يا موسى را چنين كرد و او را به رسالت نزديك ساخت. و شايد طوى صفتى براى هر سرزمين مبارك بوده باشد از آن روى كه رهرو در آن از سير در اين سرزمين بهرهمند مىشود و تو گويى زمين براى او درنورديده مىشود.
[١٧] سپس پروردگار به او فرمان داد كه به نزد فرعون كه سرچشمه طغيان و فساد بود رهسپار شود.
اذْهَبْ إِلى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى- به سوى فرعون رو كه او طغيان و گردنكشى كرده است.» با وجود طغيان كردن خدا او را بدون بيم دادن و تهديد رها نكرد، و پيش از آن كه فرستادهاى نزد او بفرستد و حجت را بر او تمام كند، هلاكش نساخت.
/ ٢٩٣ [١٨] رسالت وحى به سوى او در خواندنش به تزكيه و اصلاح نفس و هلاك نكردن خود در طغيان خلاصه شد. پروردگارا! چه منزهى و به بندگانت