تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٥ - شرح آيات
وَ ذَرْنِي وَ الْمُكَذِّبِينَ أُولِي النَّعْمَةِ وَ مَهِّلْهُمْ قَلِيلًا و كار اين تكذيب كنندگان را به من واگذار كه خداوندان ناز و نعمتند، و اندكى ايشان را مهلت ده.» يعنى مترفانى كه با رسالت و فرستادگى از جانب خدا معارضه مىكنند، و آيات خدا را دروغ مىشمارند. و از كلمه «ذرنى» تهديد و وعيد افاده مىشود، به همان گونه كه نعم الوكيل اشاره به معنى توكل دارد، بدان سان كه شايسته مؤمن چنان است كه در عين شكيبا بودن بر آنچه دشمنان درباره او مىگويند، از اين امر اطمينان و آرامش خاطر كامل داشته باشد كه بردبارى او بى حاصل نمىماند، و آن كس كه بر او توكل كرده است سرانجام حق را به حقدار خواهد رساند. و شايد يادآورى از نعمت ايشان نشانهاى از آن باشد كه عذابى كه به ايشان خواهد رسيد، شامل تغيير حالت متنعم بودن ايشان نيز هست، و صاحب الميزان به اين مطلب اشاره كرده و گفته است: جمع كردن توصيف آنان به «مكذّبين» با توصيف به «أولى النّعمة» اشاره به علتى است كه آنان را به عذاب تهديد مىكند، چه تكذيب ايشان از دعوت الاهى، در حالى كه خود متنعم به نعمت پروردگارشانند، كفران نعمت ايشان است، و سزاى كفران نعمت سلب آن است و مبدل شدن آن به نقمت و انتقام و مجازات. [٥١]/ ٣٢ هر اندازه زمان صبر به تصور مؤمنان دراز شود، و اتراف مكذبان و نعيم ايشان امتداد يابد، باز هم در مقايسه با معادله حقيقى زمان در نزد خداوند متعال كوتاه است، بلكه عملا نيز چنين است، و آن كس كه به مطالعه در تاريخ مبارزه ميان حق و باطل بپردازد، به اين سنّت الاهى اعتقاد راسخ پيدا مىكند. عايشه مىگويد: هنگامى كه اين آيه نازل شد، چندان زمان پس از آن نگذشت كه جنگ بدر [٥٢] پيش آمد كه در آن مشركان خوار و ذليل شدند؛ و قولى آن است كه اين آيه
[٥١] - الميزان، ج ٢٠، ص ٦٧.
[٥٢] - الدر المنثور، ج ٦، ص ٢٧٩.