تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٦٨ - شرح آيات
خوددارى از جهاد در راه خدا، و ... و ... همه اينها گامهايى است كه به طرف بدترين عاقبتها برداشته مىشود، و بر ما واجب است كه خود و ملت خود را از خطرهاى آن آگاه سازيم، و بزرگترين چيزى كه بايد از آن خود و ديگران را بيم داد، فراموش كردن خداى عزّ و جلّ است، و چون هيچ ترسى شديدتر از ترس از كيفر خدا نيست، بيم دادن از آن، چنان كه شيخ الطائفة گفته است، [١٤] بزرگترين انذار و بيم دادن است.
صاحب الميزان بر فرمان خدا به پيامبرش به بيم دادن و انذار تعليقى آورده و گفته است: مقصود بيم دادن خويشاوندان نزديك است به مناسبت آغاز دعوت چنان كه در سورة الشّعراء نيز آمده است، [١٥] و نزديكتر به قبول مطلق بودن اين تهديد و انذار است، بدان سبب كه دليلى بر تخصيص وجود ندارد، و سياق و محيط كلى سوره حاكى از آن است كه اين بيم دادن مخصوص همه كافران است و لذا بيم دادن همه مردمان را بر هر فرد مسلمان واجب ساخته است.
[٣- ٧] پس از فرمان الاهى به قيام و انذار، قرآن مهمترين صفاتى را كه لازم است شخص بيم دهنده از آن برخوردار باشد، تا بتواند در نزد خدا بيم دهنده به تمام معنى محسوب شود و كوششها و تلاشهاى او به ثمر برسد، بيان مىكند ... پس مهم آن نيست كه فردى به جهاد و ايجاد تغيير تنها برخيزد و به آن بس كند، بلكه مهم آن است كه نقش خود را به صورتى كامل و درست ايفا كند، و اين امر از ملتزم بودن به پنج صفت در شخصيت و روش كار او نتيجه مىشود
/ ٦٥ نخست: تكبير و بزرگداشت خدا.
وَ رَبَّكَ فَكَبِّرْ- و پروردگارت را به بزرگى ياد كن.» هنگامى كه فرد مؤمن براى بيم دادن از خدا قيام مىكند، بر سر راه خود با دهها عقبه و مانع نفسى و چالشهاى اجتماعى مواجه مىشود، و همچنين با نيروهاى
[١٤] - التبيان، ج ١٠، ص ١٧١.
[١٥] - الميزان، ج ٢٠، ص ٨٠.
تفسير هدايت، ج١٧، ص: ٦٩مخالف اقتصادى و سياسى و اجتماعى نيز خود را رو به رو مىبيند، و آنچه بر وى واجب است ايستادن در مقابل آنها و خوددارى از گردن نهادن به فرمان آنها است، مگر اين كه خود را در مقابل يكى از دو گزينه مشاهده كند: يا شكست و يا چالش و دست يافتن به پيروزى؛ آيا چگونه بايد در مسير گزينه چالش پيشروى كند؟
پيروزى در اين راه به اندازه استقرار و رسوخ يكتاشناسى خدا در نفس او وابسته است، و اين بدان صورت تأمين مىشود كه خدا را، پيش از آن كه به زبان بزرگ خواند و تكبير گويد، در جان و عقل خويش به تعظيم و تكريم او بپردازد، و چون چنين شود، هر چيز جز خدا كوچك مىشود و همه بتهاى زندگى فرو مىريزد. و راز پيروزى مؤمنان بر سختيها و چالشها و فشارها و نيروهاى مخالف همين امر است، و همين صفت اصيل را در ايشان امام امير المؤمنين (ع) بدين گونه توصيف كرده است: «آفريدگار در انديشه آنان بزرگ بود، پس هر چه جز او است در ديدههاشان خرد مىنمود»، [١٦] و بر ما واجب است كه معنى تكبير را در زندگى فردى و اجتماعى و سياسى در پرتو همين روشنى فهم كنيم.
اين حقيقت در عقل و دريافت آدمى از راه رسيدن به شناخت سالم درباره خدا و اين كه او بزرگ و متعالى و برتر از آن است كه توصيف شود، يا كلمات و تصورات بشرى بتواند از ذات او حكايت كند، ژرفا پيدا مىكند، و به همين سبب در معنى «اللَّه اكبر» از امامان راهنما- عليهم السلام- چنين آمده كه او بزرگتر از آن است كه توصيف شود، [١٧] و در روايتى كه پس از اين نقل مىشود، نورى از انوار عظمت خداى عزّ و جلّ تجلّى پيدا مىكند: امام صادق (ع) از جدّش مصطفى- صلّى اللَّه عليه و آله- روايت كرده است كه گفت: «و همه چيزها در عرش همچون حلقهاى در يك فلات است؛ و يكى از فرشتگان خدا نام «خرقاييل» دارد و او را هجده هزار بال است، و فاصله هر دو بال پانصد سال، و بر خاطر اين فرشته
[١٦] - نهج البلاغة، خ ١٩٣، ص ٣٠٣.
[١٧] - الميزان، ج ٢٠، ص ٨٠.