تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٣٢ - شرح آيات
اين قطره آبى كه از تيره پشت بيرون مىآيد، و آن قطره كه از استخوانهاى سينه بيرون مىجهد، با يكديگر تلاقى مىكنند و خدا با آنها در تاريكيهاى زهدانها انسان را مىآفريند، يعنى در جايى كه حتى پدر و مادرش هم نمىدانند در آن جا چه مىگذرد، پس پيوسته چشم خدا نگران او است، و دست او وى را از حالى به حال ديگر مىگرداند، و چنين است تا به صورت انسانى تمام عيار درآيد. خدا چگونه اندازه مواد بدن او را از عناصر گوناگون معين كرد كه بعضى از آنها را پروردگار از ستارگانى به زمين آورده است كه ميلياردها كيلومتر از ما دورند، و سپس حجم و مقدار هر عنصر را در ساختمان بدن او تقدير كرد، و او را به نيكوترين صورت مصوّر ساخت، اندامهاى وى را با نظامهاى پيچيدهاى تنظيم و تقدير و اندازهگيرى كرد كه هنوز جز از اندكى از آنها آگاهى نداريم كه مربوط به غدههاى تنظيم كننده رشد اندامها است،/ ٣٢٩ و اندازه وزن بدن او را معين و مقدر كرد كه نه به اندازه كيلوگرمهاى بالا و تنها برسد و نه به آن اندازه كه در آغاز بيرون آمدنى از رحم داشت ثابت بماند، و اين وزن نهايى را ميان شصت و نود كيلوگرم مقرر داشت، و به همين گونه حدى براى بلندى قامت او قرار داد و چنين است كه به قامتهاى چند مترى بر نمىخوريم، به همان گونه كه شماره كوتولهها بسيار اندك است.
به همين گونه خواهشهاى نفسانى و شهوتهاى بدنى او را به اندازه قرار داد، و با وجود اين، همه اينها او را به پروردگارش راهنمايى نمىكند، و او را بر آن نمىدارد كه خود را به خدايش تسليم كند! آرى، آدمى بس كافر نعمت است، بس كافر نعمت است!! [٢٠] و او را به شناختن آنچه برايش سود يا زيان دارد هدايت كرد، و به آنچه مايه خوشبختى يا بدبختى او است، و به روزى او كه از كجا مىآيد و چگونه بايد آن را به مصرف برساند. انسان بنا بر فطرت و عقل خود، به منظومهاى از غريزهها و انديشهها مجهز است كه او را به راههاى زندگى رهبرى مىكنند.
ثُمَّ السَّبِيلَ يَسَّرَهُ- سپس راه (زندگى) را براى او آسان كرد.» آرى، پرهيزگارى و فجور را به او الهام كرد، و پيامبران را برانگيخت تا تقوا