تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٢٣ - شرح آيات
يعنى به سبب ديدار كردن كور از او، و اين با آنچه در بعضى از منابع بدين صورت نقل شده منافات دارد كه: رسول (ص) از آن ناراحت شد كه ابن ام مكتوم از او پرسشى كرد در حالى كه بنا نبود به ديدار او بيايد.
[٣] كورى براى ديدار و شايد در تلاش براى رسيدن به هدايت نزد او آمد، و هنگامى كه كور يا هر گرفتار نقص بدنى ديگر، اين نقص را با تزكيه نفس خود معارضه كند، مقامى برتر و بالاتر از هر بيننده و سالم پيدا خواهد كرد.
وَ ما يُدْرِيكَ لَعَلَّهُ يَزَّكَّى- و تو چه مىدانى، باشد كه آن نابينا پاك شود (و ايمان آورد)؟!» بدين گونه پاك كردن نفس مهمترين هدفى است كه آدمى براى رسيدن به آن تلاش مىكند.
[٤] گاه يك فرد چندان بالا نمىرود كه به مقام تزكيه برسد، ولى به سطح تذكره و پندپذيرى مىرسد كه در اصلاح بعضى از نواحى رفتار و كردار او مؤثر مىافتد، و آن كور فقيرى كه به آن مجلس درآمد نيز چنين بود.
أَوْ يَذَّكَّرُ فَتَنْفَعَهُ الذِّكْرى- و پندپذير شود تا پند براى او سودمند افتد.» [٥] ثروتمندى و بىنيازى مطلوب است، ولى در آن صورت كه زيادى مال شخص را به بىنيازى از خدا بكشاند، چنين بىنيازى مردود است، پس غنى فروتن كه مالك مال است و مال به مالكيت او در نيامده، به خدا و به بندگان خدا نزديك است، ولى آن كس كه ثروتش فرمانرواى او است و دوستى ثروت براى او به مرحله بندگى و عبادت ثروت رسيده است، از خدا و از بندگان خدا دور است، و به آتش نزديك، و ناگزير فرمانروايى الاهى مىبايستى ايستار حازمى در برابر او اختيار كند.
أَمَّا مَنِ اسْتَغْنى- اما آن كه خود را از خدا بىنياز ديد.» معروف آن است كه استغناء به طغيان و گردنكشى و نافرمانى مىانجامد،