تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤١٦ - شرح آيات
شايسته است كه گفتار خود را درباره سجين با حديثى پايان بخشيم كه عبرت و اندرزى در آن است و از امام صادق- عليه السلام- درباره معنى سجّين و اعمال و اشخاصى كه به آن توجه دارند روايت شده است كه گفت: «عيسى بن مريم بر روستايى گذشت كه مردم آن مرده بودند، و نيز پرندگان و چارپايان آن، پس گفت: آنان جز به خشم خدا نمردهاند، چه اگر جدا جدا از دنيا رفته بودند آنان را به خاك مىسپردند؛ پس حواريّون گفتند: اى روح خدا و كلمه خدا! از خدا بخواه كه آنان را زنده كند تا ما را از آن آگاه كنند كه چه اعمالى را مرتكب شده بودند تا ما از آن كارها پرهيز كنيم، پس عيسى از پروردگارش چنين خواست و به او ندا رسيد كه آنان را بخوان؛ پس عيسى شب هنگام بر بالاى پشتهاى از خاك قرار گرفت و گفت: اى مردم اين دهكده! و از ميان آنان كسى به او پاسخ داد: لبيك يا روح اللَّه و كلمته، پس عيسى گفت: واى بر شما، اعمالتان چگونه بوده است؟
/ ٤١٣ گفت: پرستش طاغوت، و دوستى دنيا، با ترسى اندك، و آرزويى دراز، و غفلت در لهو و لعب؛ عيسى گفت: دوستى شما نسبت به دنيا چگونه بود؟ گفت
همچون دوستى كودك نسبت به مادرش كه چون بر ما نزديك مىشد خوشحال و شادمان مىشديم، و چون به ما پشت مىكرد مىگريستيم و اندوهناك مىبوديم؛ عيسى گفت: عبادت شما نسبت به طاغوت چگونه بود؟ گفت: فرمانبردارى از اهل معصيت و نافرمانان، گفت: عاقبت كار شما چگونه بود؟ گفت: شبى را در كمال عافيت به خواب رفتيم، و بامدادان خود را در هاويه يافتيم، گفت: هاويه چيست؟ گفت: سجّين، گفت: سجّين چيست؟ گفت: كوههايى از آتش كه در پيرامون ما تا روز قيامت فروزان است». [١٩] [١٠] نادان در مقابل اين ايستگاه و وضع دشوار تنها به تكذيب آن مىپردازد، و چنان گمان دارد كه اگر سر خود را در خاك فرو برد ديگران او را نخواهند ديد، هرگز چنين نيست! اگر دريچه اطاقت را به روى خورشيد ببندى،
[١٩] - نور الثقلين، ج ٥، ص ٥٣١.