تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٧١ - شرح آيات
ثُمَّ ذَهَبَ إِلى أَهْلِهِ يَتَمَطَّى- سپس خرامان و مغرور نزد كسان خويش مىرود.»/ ١٥٩ اصل تمطى تمدّد بدن از كسل و تنبلى، و مأخوذ از لوى مطاه (پشت كرد) است و گفتهاند كه: آن اشاره به تبختر بر روش قرآنى در ياد كرد از صفات با تصويرى آشكار است، و شايد اعم از اين نيز باشد، چه دلالت بر حالت عدم مسئوليت و اشتغال به لهو و لعب به جاى تلاش و اجتهاد دارد.
سپس خداوند متعال تهديد مىكند كه هر كس چنين صفاتى داشته باشد، گرفتار عذابى پس از عذاب ديگر مىشود، و مىگويد
أَوْلى لَكَ فَأَوْلى* ثُمَّ أَوْلى لَكَ فَأَوْلى- و اى بر تو پس واى بر تو* سپس واى بر تو پس واى بر تو.» عبد العظيم بن عبد اللَّه الحسنى گفت: از محمد بن على الرضا (ع) درباره اين دو آيه پرسش كردم، گفت: «خداى عزّ و جلّ مىگويد: دور بمانى از خير دنيا و دور بمانى از خير آخرت». [٥٣] اصل كلمه وعيد و تهديد و معناى آن چنين است: آنچه نمىپسندى به تو نزديك مىشود و تو دوست و مصاحب آنى، و در روايت آمده است كه: رسول اللَّه (ص) دست ابو جهل را گرفت و سپس به او گفت أَوْلى لَكَ فَأَوْلى ثُمَّ أَوْلى لَكَ فَأَوْلى و آن گاه ابو جهل گفت: به چه چيز مرا تهديد مىكنى؟ نه تو مىتوانى و نه پروردگارت، و قرطبى گفت كه معناى آن «واى بر تو» است.
[٣٦- ٤٠] و قرآن براى انسان انحراف او را از حق و كفر ورزيدنش را به آن زشت و ناپسند مىداند و مىپرسد
أَ يَحْسَبُ الْإِنْسانُ أَنْ يُتْرَكَ سُدىً- آيا آدمى چنان مىپندارد كه او را بيهوده رها مىكنند؟» هر چيز در زندگى آدمى او را به احاطه داشتن تدبير خدا بر او هدايت
[٥٣] - نور الثقلين، ج ٥، ص ٤٦٦.