تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٧٢ - شرح آيات
مىكند، و از فراگير بودن رعايت خدا نسبت/ ١٦٠ به زندگى او آگاه مىسازد، و اگر چنين نمىبود زندگى از ميان مىرفت يا به صورت جهنمى غير قابل تحمل درمىآمد، و آشكارترين همه آفرينش او است: چگونه لطف حق سبب آن شد كه از صلب پدرش كه در آن به صورت جانورى منوى و ناديدنى بود به زهدان مادرش بيايد، و سلامت و امنيت آن را چنان تأمين كرد كه شكل پاره خون بستهاى پيدا كند، سپس به مراعات و حمايت و پرورش او پرداخت تا آفرينشى استوار و موزون پيدا كرد و ...
پس آيا عاقلانه چنان است كه بگوييم در آينده او را به حال خود رها خواهد كرد، در صورتى كه پيش از اين هرگز كسى را به حال خود رها نكرده است، بلكه هيچ چيزى در جهان نيست كه بدون هدف و منظورى به حال خود رها شده باشد.
أَ لَمْ يَكُ نُطْفَةً مِنْ مَنِيٍّ يُمْنى* ثُمَّ كانَ عَلَقَةً فَخَلَقَ فَسَوَّى* فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَ الْأُنْثى آيا نطفهاى ترشح شده از منى نبود* كه پس از آن همچون خون بسته شد و خدا او را آفريد و راست و به قاعدهاش ساخت* و سپس از آن دو همسر مرد و زن آفريد.» به همان گونه كه گذشتن از اين مراحل براى انسان حتمى است، پيمودن جهان ديگر نيز حتمى خواهد بود، و همين انديشه ارتباط دايمى ميان سخن گفتن درباره آخرت را با سخن گفتن از مراحل آفرينش انسان و تطور آن تفسير مىكند، و آن كس كه به تدبر در اين باره بپردازد، به شناخت پروردگار خويش راه خواهد يافت كه اين از نشانههاى لطف و حكمت و قدرت او است. و پس از آن كه به تفكر درباره خودش و آفرينش پرداخت، لازم است اين پرسش قاطع را براى شخص خود طرح كند
أَ لَيْسَ ذلِكَ بِقادِرٍ عَلى أَنْ يُحْيِيَ الْمَوْتى آيا كسى كه چنين كرده، توانايى آن را ندارد كه مردگان را زنده كند؟» هيچ يك از ما جوابى براى سؤال جز آن ندارد كه: چرا. و در اين هنگام است كه به روز قيامت و حقايق جهان ديگر مؤمن مىشود، زيرا كه شك درباره جهان ديگر برخاسته از نادانى نسبت به قدرت بىحدّ و حصر خداوند متعال است.