الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٧٩ - رد كلام ابن حاجب
يدل: فعل مضارع، مفرد، مذكر، غائب، صفت براى « رجلا » .
على: حرف جرّ.
محصّلة: مجرور به « على » ، متعلق به « يدل » .
تبيت: فعل مضارع، مفرد، مؤنث، غائب، صفت براى « محصله » .
قوله: و التقدير عنده: ضمير در « عنده » به خليل راجع است.
قوله: هذه صفته: مقصود از « صفت » جمله « يدلّ على محصّلة» مىباشد.
قوله: فحذف الفعل: مقصود از فعل محذوف « ترونى » مىباشد.
قوله: و زعم بعضهم انه محذوف: ضمير در « انّه » به فعل راجع است.
قوله: و الا على هذه للتنبيه: مشاراليه « هذا » زعم بعضهم بوده و مراد از « تنبيه » همان عرض است.
قوله: و نوّن اسم « لا » الخ: جواب است از سؤال مقدّر بشرحى كه گذشت.
قوله: و قول الخليل اولى: كلام مصنّف مىباشد يعنى و كلام الخليل اولى من كلام يونس.
قوله: لانّه لا ضرورة فى اضمار الفعل: ضمير در « لانّه » بمعناى « شأن » مىباشد و مقصود اينستكه بنابر رأى خليل مىبايد فعل مضمر باشد و اضمار فعل بلا اشكالاست زيرا همدر ضرورت و هم در غير آن حال اختيار وسعه باشد آنرا مضمر مىگيرند و هيچ اختصاصى بحال ضرورت ندارد.
و بنابر رأى يونس مىبايد ملتزم شويم كه تنوين در « رجلا » از باب ضرورت است بشرحى كه گذشت و پرواضح است كه التزام بوجهى كه لازمهاش ارتكاب امر ضرورى است در جنب وجهى كه مستلزم امر ضرورى نيست مرجوح مىباشد.
قوله: اولى من اضمار غيره: زيرا غير خليل فعلى را كه مضمر گرفته يعنى « جزى » فعل دعائى است در حاليكه شاعر قصدش دعا نميباشد.