الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٦ - كلام در اطراف الف و لام
قوله: نوع من الكماة: يعنى نوع قارچ.
قوله: لانّه لما لا يقعل: ضمير در « لانّه » به ابن عرس راجع است و حاصل مراد اينستكه: ابن عرس نام و اسم است براى غير ذوى العقول و اينگونه اسماء با واو و نون جمع بسته نميشوند چه آنكه جمع با واو و نون مختص به ذوى العقول است.
قوله: وردّه السخاوى:
مؤلف گويد:
سخاوى لقب است براى على بن محمّد كه عالم به علم قرائت و اصول و لغت بوده و شرح مفصّل و شاطبيّه از مؤلّفات وى مىباشد.
قوله: بانّها لو كانت زائدة: ضمير در « انّها » و « كانت » به الف و لام در « بنات الاوبر» راجع است.
قوله: فكان يخفضه بالفتحة: ضمير فاعلى در « يخفضه » به شاعر و ضمير مفعولى در آن به « بنات الاوبر» بر مىگردد.
قوله: لانّ فيه: ضمير در « فيه » به « اوبر » راجع است.
قوله: و هذا سهو منه: مشاراليه « هذا » انتقاد سخاوى بوده و ضمير در « منه » به سخاوى راجع است.
قوله: و لو كانت زائدة فيه: ضمير در « كانت » به الف و لام و در « فيه » به اسم راجع است.
قوله: لانّه قد امن فيه التنوين: ضمير در « لانّه » بمعناى « شأن » بوده و در « فيه » به اسم الف و لامدار راجع است.
قوله: قال فيه مثلها فى قوله: ضمير در « فيه » بر « الاوبر » و در « مثلها » به الف و لام راجع است.
قوله: و ابن اللّبون اذا ما لزّ فى قرن: