الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣١٩ - شرح و توضيح الفاظ بيت متنبى شاعر
كجا كه تو باشى آن مكان از نور تو روشن و نورانى است.
شرح و توضيح الفاظ بيت متنبى شاعر
كلمه « أمن » فعل ماضى بوده، بنابراين آخرش مفتوح است نه آنكه مكسور باشد تا آنرا حرف جرّ قرار دهيم چنانچه بتوهّم برخى از كسانيكه ادّعاى ادب داشته و خود را در زمان ما از ادباء مىداند آمده و بر اينمعنا اصرار نيز مىورزد.
و لفظ « ازديار » از « زيارت » بليغتر است همانطوريكه كلمه « اكتساب » از « كسب » بليغتر مىباشد زيرا باب افتعال براى دلالت بر تصرف مىباشد لذا « اكتسب » يعنى مبالغه در سعى و كسب نمود و « ازديار » يعنى مبالغه در زيارت نمودن و اينمعنا در « زيارت » و « كسب » مفقود مىباشد و بهر صورت « دال » در « ازديار » بدل از « تاء » بوده و در اصل « ازيتار » مىباشد.
و كلمه « فى الدجى» ظرف بوده و متعلق است به « ازديار » نه به « أمن » زيرا معناى عبارت آنستكه: رقيبان دائما در امان هستند نه آنكه در امان بودن آنها مقيّد به « فى الدّجى» باشد.
و كلمه « اذ » يا بمعناى تعليل بوده و يا ظرف است و بدل از محلّ « فى الدّجى» مىباشد و « ضياء » مبتداء بوده و خبرش « حيث » است و اينكه ابتداء به نكره شده جهتش آنستكه خبرش ظرف بوده و بر آن مقدّم آمده و اين خود از مسوّغات ابتداء به نكره مىباشد و از اين گذشته « ضياء » در معنا موصوف واقع شده چه آنكه لفظ « من الظلام» در اصل صفت براى آنست و وقتى « ضياء » مقدّم گشت حال براى آن شد و حال در معنا صفت است براى ذوالحال.
و كلمه « من » حرف جرّو بمعناى « يدلّ » است و جار و مجرور متعلق به محذوف يعنى « استقرّ » مىباشد.
و « كنت » تامّه است نه ناقصه و اينفعل با فاعلش محلّا مجرور است تا مضافاليه