الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣١ - مقاله مبرد در الف و لام«بنات الاوبر»
و مثال دوّم همچون الف و لامى كه در قول اهل لسان وارد شده:
ادخلوا الاوّل فالاوّل (داخل شويد بترتيب، ابتداء اولين نفر سپس دوّمين نفر و بهمين نحو تا آخر) شاهد در الف و لام « الاوّل، فالاوّل» است كه از قسم واقع در شذوذ نثر مىباشد.
و نظير:
جاؤوا الجمّاء الغفير (آمدند جماعت بسيارى).
شاهد در الف و لام « الجمّاء » است كه از قسم واقع در شذوذ نثر مىباشد.
و از همين قبيل است قرائت بعضى از قراء در آيه شريفه:
ليخرجنّ الاعزّ منها الاذل .
بفتح ياء « ليخرجنّ » چه آنكه در اين قرائت فعل لازم بوده بنابراين « الاذل » منصوب است بنابر حاليّت نه مفعول بودن، بهر صورت نصب « الاذل » بخاطر آنستكه حال واقع شده و چون حال بايد نكره باشد لاجرم الف و لام « الاذل » بايد زائده فرض شود ولى اگر الاذل را مفعول مطلق دانستيم و آنرا مضافاليه براى مضاف محذوف قرار داديم و تقدير را خروج الاذل دانستيم چنانچه زمخشرى چنين تقدير گرفته البته هيچ نيازى باين نيست كه الف و لام را زائده بدانيم زيرا مفعول مطلق هم نكره بوده و هم معرفه.
شرح
قوله: على القول بانّ تعريفها بالصلة: در تعريف موصول دو احتمال است:
الف: آنكه تعريف آن بواسطه الف و لام باشد.
ب: آنكه تعريف آن بواسطه صله است زيرا در صله معناى عهد نهفته مىباشد لذا وقتى صله آورده شد بواسطه آن بمعهود اشاره شده و بدين ترتيب تعريف حاصل مىشود.
قوله: بشرط مقارنتها لنقلها: ضمير در « مقارنتها » به الف و لام و در « لنقلها » به