الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٠٢ - دائم الاضافه بودن«اذ»
داد).
چنانچه ملاحظه مىكنيم در هر سه مثال مضافاليه « اذ » جمله فعليهاى بوده كه فعل در آن معنا ماضى بوده امّا لفظا مضارع مىباشد.
و گاهى هرسه جمله در يك عبارت اجتماع مىكنند همچون فرموده حقتعالى:
الّا تنصروه فقد نصره اللّه اذا خرجه الّذين كفروا ثانى اثنين اذ هما فى الغار اذ يقول لصاحبه لا تحزن انّ اللّه معنا .
يعنى: اگر شما او را يارى نكنيد البته خداوند هنگاميكه كافران پيامبر را از مكّه راندند او را يارى نمود آن زمانيكه يكى از آندو تن كه در غار بودند (يعنى پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) به همسفر خود فرمود:
مترس حقتعالى با ما است.
در اين آيه شريفه كلمه « اذ » سه بار تكرار شده مرتبه اوّل بجمله فعليهاى اضافه شده كه فعل در آن لفظا ماضى است يعنى «اذاخرجه الذين كفروا» مرتبه دوّم بجمله اسميه اضافه شده يعنى «اذهما فى الغار» و مرتبه سوّم بجمله فعليهاى اضافه شده كه فعل در آن معنا ماضى است ولى لفظا مضارع مىباشد يعنى «اذيقول لصاحبه» .
و بايد توجّه داشت كه « اذ » اوّلى ظرف است براى « نصره » و دوّمى بدل از آن بوده و در سوّمى اختلاف است:
برخى گفتهاند:
اذ سوّمى بدل دوّم است از « اذ » اوّل.
بعضى ديگر معتقدند كه اذ سوّمى ظرف است براى « ثانى اثنين».
ولى در هردو نظريه اشكال و مناقشه بوده همانطوريكه در بدل بودن « اذ » دوّمى از اوّلى نيز خدشه و اشكال مىباشد.
امّا وجه اشكال در بدل بودن دوّمى و سوّمى از اوّلى آنستكه: زمان « اذ » دوّم و سوّم غير از « اذ » اوّل است پس چگونه ميتوان آندو را از اوّلى بدل قرار داد از اين گذشته معروف نيست كه بدل تكرار شود مگر در خصوص بدل اضراب كه آنهم بملاحظه