الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٢٦ - حكم ما بعد«الى»
٦- ششم از معانى « الى » ابتداء مىباشد مانند آنچه در قول عمرو بن احمر آمده:
|
تقول و قد عاليت بالكور فوقها |
أيسقى فلا يروى الىّ ابن احمرا |
يعنى: در حاليكه بار خود را بلند نموده و روى آن شتر مىگذاشتم گفت:
آيا پسر احمر بر من سوار ميشود، پس از سوار شدن بر من دلتنگ نمىگردد.
شاهد در « الىّ » است كه بمعناى « منّى » مىباشد.
٧- هفتم از معانى « الى » آنستكه بمعناى « عند » مىآيد مانند آنچه در قول ابو كثير هذلى آمده است:
|
ام لا سبيل الى الشباب و ذكره |
اشهى الىّ من الرّحيق السّلسل |
يعنى: يا آنكه راهى بسوى جوانى نيست در حاليكه ياد آن جوانى نزد من گواراتر است از شراب خالص خوشگوار سرد.
شاهد در « الىّ » است كه بمعناى « عندى » مىباشد.
٨- هشتم از معانى « الى » تأكيد است يعنى « الى » در كلام زائده آمده و فائدهاش تأكيد مىباشد.
اينمعنا را فرّاء اثبات كرده در حاليكه استدلال نموده است به قرائت برخى از قرّاء در آيه شريفه: افئدة من النّاس تهوى اليكم كه كلمه « تهو » را بفتح « واو » قرائت نمودهاند.
يعنى: و قرار بده دلهاى مردمان را دوستدار ايشان.
تقدير آن تهويهم بوده و بدين ترتيب « الى » زائده ميباشد.
نقد و اشكال
ولى بايد بگوئيم: