الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٨٨ - مقاله شلوبين و ابن ضايع
اللّه: كلمه « الّا » با « اللّه » صفت هستند براى « الهة » .
لام: جواب.
فسدتا: فعل ماضى، تثنيه، غائب، مؤنث، جواب براى « لو » .
قوله: فلا يجوز فى الّا هذه: مشاراليه « هذه » الّا بمعناى صفت مىباشد.
قوله: اذا التقدير حينئذ: يعنى حين تكون الّا صفة.
قوله: و ذلك يقتضى بمفهومه: مشاراليه « ذلك » معناى مذكور يعنى:
لو كان فيهما آلهة ليس فيهم اللّه لفسدتا مىباشد.
قوله: انّه لو كان فيهما الخ: ضمير در « انّه » بمعناى « شأن » مىباشد.
قوله: لانّ آلهة جمع منكّر فى الاثبات: يعنى نكره در جمله منفى مفيد عموم است و چون جمله در اينجا مثبت است افاده عموم منتفى مىباشد.
قوله: و زعم المبرّد انّ الّا الخ: حاصل گفتار مبرّد اينستكه:
« الّا » در آيه شريفه براى استثناء است و « اللّه » مستثناء « آلهة » مستثنامنه مىباشد با اينفرض كه مستثنا يعنى « اللّه » را بدل قرار مىدهيم از مستثنا منه كه آلهه باشد.
سؤال
شرط بدل آوردن مستثنا از مستثنامنه آنستكه در صدر كلام نفى يا نهى باشد و حال آنكه در صدر آيه شريفه ادات نفى و نهى وجود ندارند.
جواب
مبرّد در جواب سؤال مذكور گفته است:
كلمه « لو » براى امتناع بوده و در معنا مفيد نفى مىباشد و همين مقدار كافى است براى بدل آوردن مستثنا از مستثنامنه و سقوط مبدل منه « مستثنامنه » و در نتيجه استثناء مفرغ گردد.